قهرمان ميرزا عين السلطنه
6886
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بدگوئى به سردار سپه چهارشنبه 27 شعبان ، 13 حمل - من صبح درب خانه و زيارت حضرت وليعهد نرفتم . پياده تا يوسفيه ، كمكم خانمها جمع شدند . ما شاء اللّه فاميل ما زياد است ، در حالىكه خيلى از آنها نيامده بودند . ناهار دانگى بود ( پيكنيك ) . شيرينى و انواع غذاها به حد وافر بود . اسمعيل خان و عبد اللّه ميرزا هم آمده . در يك گوشهء باغ بودند ، كاملا ناهار زدند . فخر السلطنه ديروز به عكس سردار سپه تف انداخته بود . آژانها تشويق مىكردند بد بگويد . از كسبه هم خانمها هركدام در معبر خود اظهار تشكر كرده بودند . امروز تا يوسفيه من خيلى چيزها از مردم نسبت به سردار سپه و جمهورىطلبها شنيدم . فضاحى و فحاشى مىكردند ، با آن الفاظ زشت ركيك بازارى كه روزنامهنويسهاى ما اگر فراموششان شده بود آموختند . من حقيقتا شرم مىكنم و خجالت مىكشم آن الفاظ را درج كنم ، زيرا من هم مثل يكى از روزنامهنويسها خواهم شد . هوا آفتاب و به واسطهء باران ديشب خنك بود . درختها كموبيش سبز شده ، بنفشه تمام [ شده ] ليكن لاله هست و زمين سبز و خرم . پيراهن برگ بر درختان * چون جامهء عيد نيكبختان اين پر از لالههاى رنگارنگ * وان پر از ميوههاى گوناگون باد در سايهء درختانش * گسترانيده فرش بوقلمون اول اردى بهشت ماه جلالى * بلبل گوينده در منابر قضبان بر گل سرخ از نم اوفتاده لئالى * همچو عرق بر جبين شاهد غضبان چون هنوز بلبل نمىخواند و گل سرخ باز نشده دو شعر مقدم مؤخر افتاد . استدلال قم شليك نكردند . سلام نرفتند . سردار سپه دولت مشروطه و شاه نمىشناسد و عيد تولد شاه به همان چراغانى و احساسات پاك ملت خاتمه يافت . آنچه شايع است مجلس مىخواهد سردار سپه به همان وزارت جنگ قناعت كند . ليكن او حاضر براى اين كار نيست . باز آنچه شايع است در قم آقايان حجج اسلام به وى گفتهاند تو خود را مسلمان پاك و ناجى ايران مىدانى فقط و فقط دولت اسلامى كه اسم و رسمى دارد ايران است ، جمهورى شد شما هم رئيس جمهور ، آيا رياست و عمر شما تا آخر الزمان باقى خواهد بود . اين خيال غيرممكن است . پس چيزى نمىگذرد يك زردشتى پرپول ، يك يهودى صاحبنفوذ چنانچه روسيه آن دولت بزرگ را بدين روز رساندند ، يك بابى مسلماننما