قهرمان ميرزا عين السلطنه

6868

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

وكلا چرا آن رفتار را كرد جواب ندارد . اين را هم تدين گفته بود . ناهار مرا نصير الدوله نگاه داشت . باز شرحى از بىعلاقگى شاه گفت و يقين داشت پس از اين تازيانهء شديد كه خورد باز عبرت نگيرد . خواه و نه خواه تزلزل او مستحكم شده صد سال جمهورى عقب افتاد ، مشروط بر اين‌كه تغيير لون و مسلك و مشرب بدهد . پولهايى كه سردار سپه خرج كرد بعد گفتند بطور تحقيق متجاوز از سيصد هزار تومان سردار سپه در اين راه خرج كرده است ، بطور حتم پنجاه هزار تومان تدين ، سه هزار تومان به عارف مرحمت شده خانه بخرد و آن اشعار و كنسرت را تهيه كند . سواى آنچه بليت فروخته شود . فخر الملك از آنجا رفتم خانهء فخر الملك . حاجى وكيل ملاقات شد . گفت امروز براى معرفى فخر الممالك « 1 » خانهء رئيس الوزراء رفتم بشاش بود ، خندان بود . تمام صحبت وزارت خانه را با من مىكرد . من گفتم وزير كه نيستم ، مشار الدوله « 2 » معاون را مىگويم شرفياب شود ، هر امرى است به او بفرمائيد . فخر الممالك از امنيت نهاوند و لرستان گفت خوشش آمد و به حضار گفت بشنويد . چون اهالى طهران از خارج خبر ندارند . فخر الممالك آب‌وتاب داد ، دروغ و راست خيلى گفت . فرمانفرما ليدر جمهورى حاج وكيل به اسب‌دوانى كلوپ نظام خارج دروازهء دوشان تپه [ مىرود ] . خود رئيس الوزراء هم خواهد رفت . حاج فخر الملك باغ خود جنب باغ شاه مىرفت . فرستاديم دائىجان آمد و سه نفرى رفتيم . مراجعت خانهء احتساب الملك تلخ بازديد رفتيم . گفت ظهير الدوله ديروز ديدن فرمانفرما رفته بود ، [ فرمانفرما ] گفته بود من ليدر جمهورى شدم . آقا جواب گفته بود مثل سيدى كه سنى شود . گفت ظهير الاسلام را توى خيابان ديدم نگاهش داشتم . گفتم افسوس مىخورم خانم مرحوم زنده نيست تا تحقيق كنم پدر و مادر تو كيست . خجل و شرمنده شد و رد شد .

--> ( 1 ) - فخر الممالك برادر بزرگتر صلبى حاج عز الممالك اردلان . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - نظام الدين حكمت . ( ا . افشار )