قهرمان ميرزا عين السلطنه

6819

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مخالفت مدرس پنجشنبه 14 شعبان المعظم « 1 » ، 30 حوت 1302 - روز نحس براى جمهورىطلبان و قائدين آن بود . ديروز آقاى مدرس براى آن‌كه تداركات كاملا ديده نشده بود اعتبارنامهء هر وكيلى خوانده شد مخالفت كرد . مؤتمن الملك گفت حتى با اعتبارنامهء من هم مخالف هستيد . گفت آرى و نگذاشت مجلس رسميت براى دو دقيقه هم پيدا كند . امروز صبح كه مجددا اعتبارنامه‌ها قرائت شد تمام مخالفت خود را پس گرفت و جلسهء رسمى براى عصر اعلام شد . تخريب منبر در اين بين جماعتى از كسبه و بازارى و مردم متفرقهء محلات كه در حقيقت بايد تودهء ملت گفت به سمت مجلس حركت [ كرد ] . ورود به ميدان جلوى بهارستان آن بساط نطق [ را ] كه فراهم نموده بودند با پارچه‌هاى سرخ و بيرقهاى قرمز مزين شده بود خورد و خمير كردند . آژان خواست ممانعت كند زدند به قصد كشتن . صاحب‌منصب شمشير كشيد از دستش گرفته و حوالهء خودش كردند ، دماغش مجروح شد . يك‌مرتبه رئيس كميساريا بيرون آمد و گفت ممانعت اين بنا از انهدام به ما مربوط نيست . دسته‌اى ساخته [ اند ] و دسته‌اى ميل خرابى دارند و پليس را منع كرد كه ديگر هر تكهء آن به يك سمت شهر رفت و به پارچه‌اى هركس دست زد دست خود را تطهير كرد . پس از انهدام آن منبر نطق عالى رفتند كه بروند توى باغ بهارستان در را بسته بودند . صداها بلند شد ما اين اساس را براى اين برقرار نكرديم كه مانع ورود ما باشد . اى وكلا شما را آنجا ننشانيديم كه اسكناسهاى سردار سپه را بين خود تقسيم كنيد « 2 » ( مخفى نماناد كه جمعى از آزادىطلبان هم داخل بودند از آن منور الفكرها به قول جرايد ) . آمدند در را باز كردند جمعيت وارد باغ شد . زنده باد ، مرده باد شروع ( مشروطهء ما از روى رمان سه تفنگدار بود . من هر قدر سعى مىكنم كه بفهمم اين جمهورى اين شكلى از روى كدام رمان است هنوز موفق نشده‌ام ) . اوحدى و دو سه نفر ديگر از جمهورىطلبان را كه شناخته بودند بقدرى كتك زدند كه از حس و رمق افتادند و بردند به يكى از اطاقها ( من اوحدى و اين

--> ( 1 ) - 30 حوت مصادف با 14 شعبان است ، به همين نحو تاريخ روزهاى بعد هم تصحيح شد . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - بطور تواتر و شياع رسيد كه سه تير هفت تير به خالصىزاده انداختند اصابت نكرد و تيرانداز را نگرفتند ، شناخته نشد . ( يادداشت مؤلف در حاشيه ) .