قهرمان ميرزا عين السلطنه
5963
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خرج جمعيت خود مىكند . گفتم او چه مىگويد . پيغام داده هروقت به كلى انگليسها رفتند من تسليم مىشوم . بعد مؤيد حضور گفت بولشويكها چنان ماليات مىگيرند كه اگر يك روز مرغ تخم نكند باز مطالبه دارند . املاك كسانى كه فرارى شدهاند ضبط است . امسال گفتهاند يك ثلث تا دو سال ديگر ، بعد سر سه سال ملك مال رعيت عشر بدهند . چون ديدم حيدرى كار دارد من ديگر ننشسته و برخاستم آمدم . ميرزا قاسم خان منشى كارگزارى پسر معاون حضرت همراه ما بيرون آمد گردش رفتيم . گفتم اين چه كرد آنجا . گفت هيچ اول كه رسيد درخواست بنزين كرد ده پوط برايش دادند . خواست پول بدهد گفتند اينجا حكايت پول نيست ، مفت خود دانست . بعد هم همينها بود كه گفت . مابقى را نمىگويد . گفتم پولها را كه طهران برد . گفت مبلغى جنرال قونسل روس ، تتمه را هم اين هفتاد نفر خواهند آورد . مخفى هم خيلى بردهاند . اين مجلس ختم شد رفتم خانهء آقاى رفعت السلطان . بلديهء طهران گفتند للّه الحمد حضرت اقدس و الا و همه اقوام سلامت و برعكس ساير فاميلها خوش و خوب بودند ، جز آقاى حاج افخم الدوله كه هنوز افسرده بودند و خيلىكم دنبال كار [ مىرفتند ] يا از خانه بيرون مىآمدند . شهر طهران خيلى امنيت داشت . بلديهء طهران در تحت رياست مسيو اپيكيان ارمنى با تشكيلات خيلىخيلى بزرگ مشغول امورات شهر بودند و عما قريب شروع به كارهاى عمده مىكنند . امروز همّ دولت فقط و فقط مصروف دو كار است : يكى نظام ، ديگرى ماليه و بعد بلديه . ساير وزارتخانهها تقريبا در حال وقفه است تا اين دواصل ترتيب صحيح بگيرد . اما مردم باطنا شاكى هستند ، اما ظاهرا نفس نمىتوانند بكشند . اين شكايت بيشتر راجع به مالياتهاى جديد است . قبل از آمدن سفير روس توطئه چيده بودند . اما به فاصلهء چهار ساعت يكصد و دو نفر را دستگير نمودند از هرصنف و طايفه و در خانهء سفير هم مستحفظ هست . اگر ايرانى هم ديدن برود پليس با او مىرود . با اينحال بعضى از فضولها و لوسها ديدن كردند . من سفارشنامهء ادموندس را براى اسمارت بردم . او يك كاغذ به سلطان محمّد خان « 1 » رئيس كابينهء رياست وزرا و يكى به اپيكيان نوشت در بلديه ، مرا بدون امتحان پذيرفتند و اسم هم نوشته شد . از عدليه هم استعفا ندادم تا چه شود .
--> ( 1 ) - سلطان محمد خان عامرى ( ا . ا . )