قهرمان ميرزا عين السلطنه

5953

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بسبتى بياورند . بعد سلامى داد و رفت براى پذيرائى واردين ديگر . صارم السلطان ، شاهزاده بشارت الدوله و جمعى آمدند پيش من . نشستيم صحبت مىكرديم كه در اين عمارت چه‌چيزها در مدت قليل ديده شده كه نظيرش در كمتر عمارتى كه هزار سال داشته باشد ديده مىشود . موزيك قزاق مترنم بود و بسيار خوب مىزدند . مدعوين زياد بودند اما به همان ترتيب ايرانى همه روى صندليهاى خود ساكت نشسته بودند . در اين بين شش فانوس از در باغ داخل شد و پشت‌سر آن يك جمع كثيرى عمامه سياه و عمامه سفيد كه در مركز آن آقاى حاجى سيد حسين تحت الحنك آويخته تسبيح بلندى در دست خرامان‌خرامان تشريف مىآورد . كلنل از آن شيطنت كه دارد مثل دانهء اسپند از جا جست و رفت جلو ، آقا را راست به سمت ما آورد . ما ديديم با اين‌همه ملا و سيد توقف بيجاست . فورا برخاسته از پلهء سمت مخالف پائين آمديم و در باغ بناى گردش را گذاشتيم . آقا پس از صرف چاى و بستنى و شيرينى چندان توقف نكرد برخاست و رفت . زيرا مىخواستند موزيك بزنند و آتش‌بازى كنند . ما هم براى آتش بازى نحس مردكهء قزوينى نمانده و به منزلها رفتيم . جشن ديگر شب شنبه را « فكل كلو » در همان جلو خان على قاپو دعوت نموده بود . آنجا هم مدعوين زياد بودند و چون جلوى خيابان شاهى است زن‌ومرد شهرى هم خيلى تماشا آمده بودند . در اردوى قزاق هم جشن گرفته بودند . قزاقها تياتر بيرون آورده بودند . گفتند خيلى تماشا داشت . چون در روزنامه ديدم حكم شده بود حكام تهيهء جشن را از كيسهء خود بنمايند كلنل حاكم ما حتى چراغ درب عمارت خودش را هم آن شب روشن نكرد . سفير روس بلشويك اما اخبار - سردار سپه وزير جنگ شد ، مسعود خان وزير مشاور . گمان مىكنم اين يك مقدمه است براى متحد الشكل نمودن قشون . جمعى قزاق كه از راه ماسوله مىرفتند كوچك مانع شده است كه از آنجا بروند و گفته است من راه نمىدهم تا سفير روس گفتگوى خود را با دولت خاتمه بدهد . سفير روس در طهران اظهار داشته است كه شصت نفر اجزاء سفارت من از كدام راه بايد بيايند . دولت گفته است اين‌همه اجزاء براى چه كار است . بيرق هم تاكنون بلند نكرده و باز گفته لنين به من سفارش نموده تا تمامى اعضاء و اجزاء سفارت وارد طهران نشود بيرق بلند ننمايم . سفير روس يهودى است . اعلانى در طهران نموده روز اول ماه كه عيد ملى ماست از اتباع روس هركس