قهرمان ميرزا عين السلطنه

5940

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هم منحصر به‌همين چند شهر نزديك طهران است . جاهاى ديگر همان ماليات قديم را نداده و نمىدهند . زنجان زيربار نواقل نرفت . اينها هيچ فكرى براى كسر مخارج مردم نمىكنند و هى ماليات علاوه مىكنند . مصالح الملك من اسب را براى امر رعيتى دهات نگاه مىدارم ، اگر نگاه ندارم كار آن ده مىماند . اين الاغ را رعيت براى سوارى خود نگاه نمىدارد براى باركشى لازم دارد . مصالح الملكى است نه لوكس و تفنن . هيچ‌چيز مملكت ما مثل خارجه نيست جز گرفتن ماليات . بلكه در آنجاها از اين چيزها هيچ ماليات نمىگيرند . كجا از آرد يا گندم يا خيار و اسفناج و كدو كه وارد شهر شود درحالىكه زمين و آب آن هم ماليات جداگانه مىدهد ، گمرك خواهند گرفت . يك كسى مىگفت دو روز ديگر از آدم كه از شهر خارج يا وارد شود پول خواهند گرفت . كلنل اول كه وارد شده بود حكم نموده بود از شهركسى خارج نشود چندين روز تمام باغبانها و دهاتيها كه شهر بودند نتوانستند بيرون بروند . حتى من دو مرتبه از دروازهء راه كوشك خواستم بيرون بروم ممانعت نمودند . اين حكم پول گرفتن از آدم هم مثل آن حكم مىماند كه در يك شهرى را كلنل مىخواست ببندد كه هزارسوراخ براى فرار مردم مظنون داشت . كارى كه از دست مردم تا اين ساعت ساخته شد اين است كه شب همه اعلانها را پاره كردند . ليكن از نهم ثور دم دروازه شروع به عمل شد . جمعه‌ها و بيرق در طهران حكم شده است روزهاى جمعه و اعياد تمام كاروانسراها ، دكاكين ، حتى در پس كوچه‌ها ببندند و بيرق ايران بالاى دكاكين نصب كنند ، محض شعار اسلام بدكارى نيست . اما چون كسبه پست ، فقير و پريشان هستند باعث اين مىشود كه همان‌شب فلان پنبه‌دوز يا خورده‌فروش شام شب نداشته باشد ، شاگردها هم بىمزد بمانند . گفتند هر جمعه قرب بيست سى هزار نفر بيكار و بىاجرت مىمانند . از ساير احكامات من درست خبر ندارم ، روزنامه هم نرسيده است . در ادارات اذان صبح و ظهر و عصر مىگويند . خوراكى بازمانده از انگليسها تمام قزاق و يك‌دسته ژاندارم كه از طهران آمد در عمارات انگليسها منزل كردند . للّه الحمد ايران يك قشونى در قزوين داشت كه قائم‌مقام آنها شود . هرجا انگليس منزل