قهرمان ميرزا عين السلطنه
5933
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نوشتههايى از ناهيد وقتى كه اعلان انحلال عدليه را خواندند شيخ على بابا دست به كمر گرفته گفت : الان ان كسر ظهرى و انقطع رجائى و قلّت حيلتى . » ( مستشار جهت ديوان بلخ ) . از وزارت خارجه مشروحهاى به وزارت عدليه فرستاده شده كه از تركستان براى عدليهء بلخ دهنفر مستشار قضائى از ايران خواستهاند خوب است دهنفر از قضات منفصل وزارت عدليه كه كاملا به درد آنجا بخورد به اين وزارتخانه معرفى نمايند . يك جوان ايرانى به واسطهء اخذ يك قلم طلا روح نادر شاه افشار را به واسطهء خارج ساختن افاغنه ، روس ، عثمانى ، از ايران مورد تنقيد و فحاشى قرار داده و ضمنا براى پى گم كردن سيروس ، داريوش ، شاه عباس را هم تعقيب و از تبعيت ايران خارج و كاملا داد غيرت و وطنپرستى را داده است . خوب است ساير جوانان هم از اين جوان غيور سرمشق وطنپرستى و نيكنامى گيرند . بشكست سر خانهء آن لعبت رندان * از گفت پريشان شد او ز غلط كردن بيجاش پشيمان * با ناله و افغان مقطوع شد آن پيچك گلزار معارف * خاسر شد و خائف از جهل چو بنمود اهانت به بزرگان * آن ابله نادان توقيف بجا بود كه گرديد ز نوروز * باللّه در امروز تا ياوهسرائى نكند خار مغيلان * در صورت ريحان در وزارت معارف هركس لباس سياه با دكمهء شير و خورشيد نداشته باشد از امتحان بدور مىآيد . ديپلم به دكوپوز صحيح مىدهند . نظر به امتحان ديانت و درستى كه صاحبمنصبان مباشر ملزومات نظميه در اين چند روز داده و كاملا مورد تقدير واقع شدهاند از دولت تقاضاى نشان درستى و امانت شده است ( من تصور مىكردم در اين اداره به واسطهء سوئديها مال دولت تلف نمىشود . حاليه معلوم مىشود كه آن اداره هم به قدر سهم خود سرقت نموده است چنانچه جمعى از صاحبمنصبان آن را دستگير محاكمه مىكنند ) . حاجى محمّد حسين رزار از محبس با تلگراف بىسيم از مشهدى باقر بقال خواهش كرده است شب عيدى نبايد فقرا پلو بخورند ، ملتفت باش ! ( پيشنهاد نوعپرستانه ) . ميرزا محمود اصفهانى ( آقا محمود كتابفروش معروف ) شركت متفقه ( مدير دمپخت سال قحطى ) پس از قرائت بيانيهء رئيس الوزرا راجع به امور بلديه و برخوردن به مادهء پنجم راجع به امور خيريه كه يكى از وظائفش تهيهء منازل ، ارزاق و آشپزخانههاى ارزان