قهرمان ميرزا عين السلطنه
5919
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قوانين ثبت اسناد من از اسمعيل خان شنيدم كه صارم السلطان از ماژر ادموندسن جويا شده بود پس مال نظام را چرا ننوشتند . گفتهبود بنابر مصلحتى لازم نديدند . ترتيب و تشكيل ادارات ماليه و عدليه هنوز معلوم نيست ( از روزى كه ظلميهء قزوين برهم خورده ادارهء حكومتى پر است از عارض بدون وكيلبازى . كار مردم را در ظرف دو روز يا فورى مىگذرانند . فقط يك دهيك و يك دهنيم مىگيرند . مردم بقدرى شاكر و راضى هستند كه حساب ندارد . ) قوانين ثبت اسناد را دارند در طهران مىنويسند كه انشاء اللّه اگر مثل سابق نشود بسيار مفيد به حال مخلوق است . اما سابق بقدرى تمبر متضاد الصاق كردند كه درش را بستند . كلنل محمّد تقى خان - امير امجد حاكم نظامى خراسان كلنل محمّد تقى خان رئيس ژاندارمرى آنجاست و تعريف نوشته بودند . امير امجد غياثوند قزوينى خودمان هم معاون حكومت نظامى طهران شده . گاهى دكان قصاب مىرود گوشت مىخرد ، بعد قصاب را ميان سبزىميدان شلاقكارى مىكند . گاهى محرمانه حضرت عبد العظيم مىرود ، چهوچه ، هزار بامبول ( اين آدم زرنگ است . خوب چيز مىنويسد اما متقلب است و بدذات . ) مانور نظامى ( جنگ هفت لشكر ) مانور بزرگى در قصر قاجار سردار سپه در حضور اعليحضرت و ساير شاهزادگان و رجال داده بود . خيلى تعريف نوشته بودند ( در ايران مانور را جنگ « هفت لشكر » مىگويند ) . حضرت والاى ما هم دعوت داشتند و تشريف برده بودند . توقيف « نوروز » جريدهء « نوروز » ( جديدا طبع شده ) چون به اين مردم كه امروز سركارند جرأت نداشت فحش و ناسزا و كلمات زشت بنويسد شروع كرده بود به سلاطين سلف ايران بد بنويسد و آن مفاخر تاريخى ايران را مورد حمله قرار دهد . از طرف دولت توقيف و نمرات آن جمع [ شد ] و خود مدير را هم توقيف كردند تا محاكمه شود . آقاى عماد السلطنه در اين باب خيلى جديت نموده بود تا نزد وزير هم رفته بود .