قهرمان ميرزا عين السلطنه
5915
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دروازهها را بگيرند گرفتند . دستجاتى كه بايد ادارات را ضبط كنند ضبط كردند و هكذا . نظميهء مركزى مقاومت كرد مغلوب و غارت شد . كميسارياى سرچشمه مقاومت كرد مغلوب شد . ساير جاها در كمال امنيت و آرامش به حيطهء تصرف درآمد . فرار وليعهد ماژر حبيب اللّه خان رئيس ژاندارمها هم خودش داخل اين توطئه بود و ژاندارم را در باغ شاه به حال دفاع نگاه داشت . چون به آنجا كسى نرفت آنها هم بيرون نيامدند . وليعهد شهر بود . شبانه با دو نفر نوكر سواره حركت كرد . از هردو دروازه خواست بيرون رود مانع شدند . بالاخره از يك كوره راهى زد به خندق ، اسب سكندرى خورد وليعهد به زمين افتاد و مجروح شد . نوكرش او را به هزار زحمت خانهء خودش كوچهء قجرها برد ، براى آنكه تصور مىكردند حكايت بولشويكى است و منزل خودش خطر دارد . شاه چهل و هشت ساعت خواب نكرد . تمام اتومبيلهايش حاضر بود و متصل گوشى تلفن به دست با شهر و سفارت صحبت مىكرد . تا آنكه عريضه يا پيغام رضا خان به او رسيد كه بايد سيد ضياء رئيس الوزرا شود و رژيم تغيير كند . شاه فى الجمله راحتى حاصل كرد . شهاب الدوله - معين الملك به گفتهء حسام همايون ، شهاب الدوله كه مرخص شده بود به گفتهء سردار اكرم معين الملك راتق و فاتق شدند و پيغامات ردوبدل شد كه به اعليحضرت و خانواده سلطنت كارى نيست و ما محض دوام و بقاى سلطنت اين اقدام را كرده و مىكنيم . شاه دستخط را صادر كرد و آنوقت گفت الحمد للّه خلاص شدم ، بروم و استراحت كنم . در همين بينها بگيربگير درگرفته بود . يك دسته قزاق با اتومبيل هم رفت حضرت وليعهد را با اجلال حركت داد . درخواست نموده بود نزد شاه برود كه تمام شاهزادگان هم از خوف آنجا مجتمع شده بودند . سنگربندى صمصام السلطنه صمصام السلطنه به قدر پنجاه نفر آدم داشت مسلح شد و بام خانهء خود را سنگر كرد . پيغام داد من قوهء دفاع ندارم اما قوهء آن را دارم كه كشته شوم . بيائيد دفاع مىكنم . آنها هم نيامدند .