قهرمان ميرزا عين السلطنه

مقدمه 15

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مقدمه جلد هشتم از يادداشتهاى خاطرات روزنامهء پدرم را تقديم خوانندگان محترم مىنمايد . اين جلد شرح وقايع از تاريخ 10 رجب 1339 الى 17 رجب 1342 ( 30 اسفند 1299 الى 24 بهمن 1342 ) از پرآشوب‌ترين و پرغوغاترين ادوار سلطنت احمد شاه قاجار يعنى ايامى است كه پايه‌هاى قدرت استبدادى عامل كودتاى 1299 استوار مىگردد . سيد ضياء الدين طباطبايى در مدت كوتاه زمامدارى خود ، بدون درك موقعيت نامستحكم تندرويهائى كرد و درپى خيالات واهى و خامى بود كه هرگز ممكن نبود دوام پيدا كند . جمعى از رجال و اشراف و معاريف و متنفذين را دستگير و زندانى كرد به اميد اين كه آنها براى استخلاص خود از زندان وجوه قابل‌توجهى تقديم خواهند كرد و از اين راه مملكت را از افلاس و ورشكستگى نجات خواهد داد . غافل از اين‌كه نه تنها محبوسين دينارى نپرداختند رضا خان سردار سپه هم اداراتى را كه درآمدى داشت براى مصارف قشون متحد الشكلى كه ترتيب داده بود در اختيار گرفت . لذا خيالات بلندپروازانهء سيد هرگز جامهء عمل نپوشيد . او وادار به استعفا و از ايران خارج كردند . رضاخان سردار سپه از رياست ديويزيون قزاق پا را فراتر گذاشت . تمام قواى نظامى مملكت را در اختيار خود گرفت و به صورت قشون متحد الشكل درآورد و با نيل به مقام وزارت جنگ به سركوبى اشرار و متجاسرين پرداخت و تا حدودى امنيت را كه خواستهء ملت بود به مملكت بازگرداند . ملت ايران كه سالها در آتش ناامنى و هرج‌ومرج مىسوخت از موهبت امنيت خورسند و شكرگزار گرديد . سردار سپه با اين خدمت بود كه توانست مجلس را آمادهء تفويض فرماندهى كل قوا كه مخصوص شاه بود به خود بنمايد . همچنين در استخلاص زندانيان سيد ضياء الدين كوشيد و از اين جهت هم رجال و معاريف را سپاسگزار خود كرد و براى جلب قلوب بيشتر ملت دست به اقداماتى زد كه بتواند بيش‌ازپيش در دل ملت به خصوص طبقهء بازارى جاى گيرد . به مساجد مىرفت و در مراسم عزادارى شركت مىكرد و در ايام عاشورا در قزاقخانه مجلس عزادارى برپا