قهرمان ميرزا عين السلطنه
5995
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىكنند اما براى مملكتى مثل ايرلند احدى دم نمىزند و هيچكدام كمك و حمايتى ندارند . مداخل به اسم دار الايتام كلنل ما پس از پيغامات به توسط شيخ محمد حسن امير محترم را نزد امير نصرت فرستاد . پريروز خودش رفت در محمدآباد خرّه ملاقات واقع شد ، روز ديگر آمد . از مذاكرات كسى مسبوق نشد . اما از تقديمات چرا . چهاراسب اعلى و دو هزار تومان پول آقاى كلنل ، يك اسب و پانصد تومان آقاى امير محترم گرفت . هرپولى را كه كلنل دريافت مىكند كلاهشرعى آن دار الايتام است حتى پول قمارخانهها . البته به طريق اولى اين پول حلال خاص مختص همانجاست . خداوند انشاء اللّه اين ايتام را كه جز پرى و اجنه از چشمان ما مخفى هستند براى كلنل و اجزاء او حفظ فرمايد كه متصل براى آنها پول برسد . واقعا عجب روزى زيادى هم دارند كه از هرگوشه و كنار پول حلال طيب طاهر براى مصارف آنها مىرسد . البته ايتامى كه مثل كلنل منوچهر خان پدر روحانى و جسمانى داشته باشند روزى فراوان و قسمت زيادى از منابع ثروت مردم دارند . خداوند كلنل را از پدرى و آنها را از فرزندى نگيرد . آمدن رعاياى برزلجين شب پنجشنبه 18 رمضان ، پنجم جوزا - ظهر از خواب برخاستم . حاجى صاحبخانه شفقت كرده بنا فرستاده بود حوض ما را بسازند . بيرون رفتم ديدم قريب صد نفر رعاياى برزلجين صف كشيدهاند . جويا شدم چه واقعهاى جديدى رخ داده . گفتند چندين سوار با بعضى از خوانين برزلجين آمدند . پس از آنكه اغلب را كتك زدند يكصد و پنجاه تومان پول گرفتند در انبار را شكستند ، مبلغى غله و يونجه بردند . مقدارى برنج ، روغن ، نان گرفتند . ما هركدام از يكگوشه فرار كرديم و به شهر آمديم . فرمايش حاكم من كه شرط با خودم نمودهام تا خيلىخيلى مجبور نشوم خدمت حكومت نروم رعايا را با كربلائى محمد على لله نزد حاجى على اكبر خان معاون فرستادم بلكه او چيزى حالى شود و كارى كند كه ما از دست خوانين گرسنه كه قزاق را مستمسك قرار دادهاند خلاص شويم . آنها رفتند من مسجد شاه رفتم . هنگام بيرون آمدن لله و چند نفر از رعايا آمدند گفتند همه مطالب را گفتيم و منتظر بوديم حكم كند مأمور روانه دارد كه جواب داد