قهرمان ميرزا عين السلطنه
مقدمه 11
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
6134 - 6138 ) . عين السلطنه نوشته است « اين مطالب را من دانهدانه ازو كسب . . . نمودم » . درين سفر حاجى آبدارباشى امير اسعد هم حضور داشته است . عين السلطنه ازين شخص هم اطلاعات جذابى ضبط كرده است . آبدارباشى حالات سپهسالار و فحاشيهاى او را گفته ، توصيف غش كردن يمينالملك را بيان كرده ، از تحمل فرمانفرما سخن گفته و در پايان نقلقولهايى را كه قوام السلطنه از جريان دستگيرى خود در مشهد براى آنان گفته بود ، آورده است . قوام السلطنه گفته بود يك ژاندارم نظرش به چند دندان طلاى من افتاد با قنداق تفنگ چنان به پشت گردنم زد كه دندانهاى عاريه به زمين افتاد . رفت و برداشت ( ص 6141 ) . در زمينهء مربوط به محبوسين متن تظلمنامهء آنان به احمد شاه كه متضمن انتظار انتقام كشيدن از سيد ضياء بوده است خواندنى است . سيد ضياء در دورهء سه ماههء حكومت خود توجهى بيش از حد انتظار نسبت به وضع بلديهء تهران كرد تا بدانجا كه براى نظافت چلوكبابيها و دكانهاى غذاپزى دستورالعمل قرار داد . براى امور صحيه اهميتى خاص قائل شد و وزارتخانه تشكيل داد . البته بعد مورد انتقاد قرار گرفت و آن وزارتخانه را منحل كردند . به موضوع ثبت احوال و صدور سجل اهميت گذاشت و اقداماتى را در آن باب آغاز كرد ، كه دنبال شد . اما تندى و تيزى كه در وجود او بود و مىخواست زودتر از آنچه بايست صاحب قدرت و نفوذ بشود موجب آن شد كه كلكش را كندند . شاه و سردار سپه دستبهيكى كردند . فرمان عزلش به دستش داده شد و فورا از ايران رانده شد . به اصطلاح مجال نفس كشيدن به او داده نشد . قضاياى مربوط به دورهء سيد ضياء تا چند ماه بعد مورد بحث تند جرايد بود . در خاطرات عين السلطنه هم آثار آن مندرج است . او مكرر آن دوره را مطرح بحث قرار داده است . با رفتن سيد ضياء از صحنهء سياست ايران و آزاد شدن محبوسين ، سردار سپه قدرتى يافت ، بيش از آنچه به هنگام كودتا و ورود به تهران به دست آورده بود . اگرچه قوام السلطهء پرتوان و زير بار هيچكس نرو رئيس الوزراء بود ولى سردار سپه زيركانه پايههاى قدرت را مستحكم مىكرد . فرماندههاى زيردست او كه به ولايات رفته بودند مانند خدايار خان و بعد منوچهرخان كه حاكم قزوين بودهاند دمار از روزگار مردم درمىآوردند . اعتنا به احدى نداشتند جز سردار سپه . هرچه هم مىخواستند مىكردند . بطور مثال نگاه كنيد به آنچه عين السلطنه دربارهء رفتار اين دو حاكم قزوين نوشته است ( مثلا صفحات 6055 و 6124 ) . دربارهء قزاقهاى قديمى يا نظاميان بعدى مانند امير موثق ، امير انتصار سردار همايون