قهرمان ميرزا عين السلطنه
5966
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
راضى نشدند و بردندش نظميه در محبس نمرهء يك . عين الدوله پايش ورم كرده به قدر يك متكا باز حبس است پول هم نداد . كلنل فضل اللّه خان من شنيدم فقط از حساب باطاليان كلنل فضل اللّه خان يكصد و بيست هزار تومان خورده بود گرفتند و حاليه اموال نايب حسين و ماشاء اللّه خان را حساب مىخواهند . دو صندوق نقره از خانهء خواهرش درآوردند . از ماژر محمود خان خودمان كه قزوين بود بيست و دو هزار تومان مأخوذى قزوين و تنكابون را مطالبه دارند و قس على هذا . خدايا چقدر پول خوردند و سرقت نمودهاند . مىگفت رئيس الوزرا عريضه به شاه كرده است كه به اين ترتيب پول نمىدهند . شاه دستخط نموده كه ما اختيار تامّه به شما دادهايم . اما شاه فعلا از اين حركات و سختيهاى رئيس الوزرا مكدر است ، ليكن دم نمىزند . صحبت بامزه اين بود كه مىگفت بهاء السلطنه را براى تحقيقات اموال سپهسالار بيست و يك روز حبس نمودند . با برهان الدوله در يكجا توقيف بودند . دندان برهان الدوله برهان الدوله چندين روزوشب دندانش به شدت درد گرفته بود به هزار زحمت اجازه دادند برود نزد دندانساز و بكشد . رفتوآمد نالهكنان چند برابر قبل جويا شديم . گفت از بسكه اين قزاق عجله كرد من نتوانستم درست دندان خود را بنمايم . لذا دندان ساز عوضى يك دندان سالم مرا كشيد . درد آن علاوهء درد دندان ديگرم شده است . چون ما را راحت نمىگذاشت استدعا كرديم دندانساز در محبس بيايد . قبول شد آمد . حالا برهان نمىگذارد بيرون بياورند . اين بود چند قزاق دستوپاى او را گرفته و دندانساز دندان را كشيد . خودش و ما راحت شديم . جهانشاه خان افشار و پسرش مىگفت هرچه اتومبيل در طهران بود گرفتند . حالا هريك نفر صاحبمنصب قزاق يا ژاندارم داراى يك اتومبيل و شوفر و بنزين مفت است كه سوار مىشود و در خيابانها جوانى به خرج مىدهد . جهانشاه خان را اول خانهء سردار سپه بردند از آنجا قزاق خانه . پسرش پشتبام به پشتبام خودش را خانهء سردار ظفر بختيارى انداخت و حكم شد در تحتنظر خود سردار باشد . تمام آنچه در خانهء طهرانش بود بردند . آنچه خوراكى از