قهرمان ميرزا عين السلطنه

4926

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

« پاتوه » « 1 » پيچيده ، تفنگ به دوش ( علامت بزرگ آنها گيسوان بلند است با ريش دراز ) مثل دراويش و هركس داخل « اتحاديهء اسلام » كه به خودشان اسم گذاشته‌اند بشود بايد گيسو و ريش بگذارد . مىگفت سابقا روسها با آنها بد بودند در شهر آزادانه نمىتوانستند بيايند . حاليه خير باهم معيت دارند و هيچ‌كارى به آنها نيست . هيأت اتحاد اسلام « هيئت اتحاديهء اسلام » دستگاهى حالا دارد . ميرزا كوچك خان اغلب مردم را داخل اين هيئت نموده همه را قسم داده است . ريش و گيسوى خود را عهد كرده‌اند نتراشند ، قيچى نكنند تا ايران را از زير بار ظلم روس و انگليس نجات دهند . شش هزار نفر جمعيت دارد ، همه با ريش دراز ، گيسوى بلند . اغلب پياده هستند . احمال و اثقال آنها را هم جمعى به دوش و كول حمل مىكنند . « كول باركش » به آنها مىگويند . فقط سى چهل اسب دارند . همه‌جا مدرسه و محكمه باز نموده‌اند . در امورات شرعيه از نماز و روزه و غيره نهايت اهتمام را دارند . هركس تخلف كند مجازات شرعى مىشود . در طهران ، رشت ، قزوين ، تبريز همه‌جا اعوان و انصار دارند كه سرا و علنا مطالب آنها را به مردم و مطالب مردم را به آنها مىرسانند . كسى از اهالى شهرهاى ايران منكر اقدامات آنها نيست . همه تعريف مىكنند و اين را يك قوهء مستعدى در مقابل روس و انگليس و بىنظمى و بىحسابى مملكت مىدانند كه هروقت لازم شود اين هيئت به سركردگى ميرزا كوچك خان براى قلع‌وقمع آن حاضر و كافى است . روزنامهء جنگل جديدا روزنامه به اسم « جنگل » در كسما طبع مىشود . برادران جنگلى خطاب مىكنند . جايشان سخت است . روسها هم در اوايل آنچه خواستند دفع آنها را بنمايند ممكن نشد . اما اين قوه و استعداد همان در محل خودش مىتواند رشادتى بنمايد ، از آنجا اگر خارج شوند احتمال قوى مىرود كارى از دست آنها برنيايد و زود متفرق شوند . چند نمره روزنامهء « زبان آزاد » از اوان برداشتم ، منتظم الملك عشقى و رغبتى به قرائت آنها ندارد ، يعنى سواد و علوم خارجه را هم ندارد كه بتواند استفاده كند . مطالب مهمى نداشت .

--> ( 1 ) - پاتوه - پاتابه - پاپيچ - مچ‌پيچ .