قهرمان ميرزا عين السلطنه

4916

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هم بنابر مرسوم و قاعده‌اى كه در ميان دخترهاى ناصر الدين شاه متدوال بود اول مقدسه و عفيفه بود . . . يعنى همچو مشهور شد كه با تلفن افتخار السلطنه را پختند . اول هم تمام صحبت راجع به افتخار الملك دختر خانم بود . نتيجه نصيب خود خانم شد . انتظام الدوله « 1 » مفلوك شد . خانم هم دهاتى كه سر قباله‌اش بود و يا خريده بود به دست ديگران داد . كار به طلاق و طلاق‌كشى افتاد و از هم جدا شدند . پس از چندى خانم بار مسافرت فرنگستان را بست . به‌محض حركت خانم نظام السلطان هم از طهران حركت كرد . در رشت به‌هم ملحق شدند . معلوم شد رفاقت دارند . مدتى باهم فرنگستان بودند . بعد آمدند طهران « چلقوزيه » باغ حاجى ميرزا زكى خان جنب يوسفيه نشستند . سايرين هم رفت‌وآمد داشتند . تا اين سفر كه طهران رفتم گفتند افتخار السلطنه عيال نظام السلطان شده و بچه هم آورده . در دروازه قزوين منزل دارند . انتظام الدوله به حال فلاكت گاهى مجاهد است ، گاهى روس است گاهى در طهران . زورگويى امير اسعد چهارشنبه هفتم محرم 1336 ، اول درجهء عقرب - شيخ امروز آمد گفت خبر از شهر آمد پنجشنبه رؤيت هلال شده لهذا استخراج تقويم منجم‌باشى درست بوده است . مىگفت در شهر اختلاف شديدى بين مردم بود . زيرا حديثى هست كه جمعه اول محرم و اول سال باشد آن سال خوش نخواهد گذشت . اين مشاجره بود تا رؤيت هلال شد . امير اسعد در مسجد زواردشت روضه داشت آقا نجفى فرمايشات مىداد . خيال تعزيه هم در زرآباد دارند . امير قدرى منازعه با شيخ در باب گفتگوى من كرده بود . شيخ مىگفت همه را جواب دادم . رنگ و روى امير اسعد گاه سرخ گاه سياه مىشد . به شيخ گفتم براى همين حالت اوست كه من در باب دعاوى خودم با او شفاها حرف نمىزنم ، براى آن‌كه اين آدم تا بوده حرف حرف خودش بوده . در عدليه حاضر نشده ، جريمهء پرحرفى و حرف پوچ نداده ، سخنان خشن وكيل طرف را نشنيده . آقا از ماهيت دعوا خارج نشويد . اين حرف شما قانونى نيست . اينجا زور نمىشود گفت به گوشش نرسيده . فعال مايشاء بوده‌اند . من نصف مرتع آتان را جديدا در يك هزار تومان خريدارى نموده‌ام او گفته است خورش‌آباد مال خوشكچال است . درحالىكه مرتع خوشكچال عليحده است ربط به مرتع آتان ندارد .

--> ( 1 ) - اصل : انتظام السلطنه .