قهرمان ميرزا عين السلطنه

4217

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بهاى اجناس همه‌چيز در قزوين گران شده ، چاى گروانكه هشت هزار . كاغذ سيگار دانه‌اى سه عباسى . ساير را از روى كاغذ سيگار قياس كنيد . از الموت وكلا براى مجلس خواسته‌اند . سه شنبه 26 محرم - كربلائى شفيع آتانى از پدرسوخته‌هاى الموت كه هفتاد سال است هرزگى مىكند ، صد مرتبه توبه كرده باز حكايت گرگه را نموده ، صبح كه بيرون رفتم با كلام اللّه مجيد جلويم آمد با آن زبان چاپلوسى كه دارد ، در اين بين آقاى رفعت السلطان آمد قرآن را توى شكم او برد . بعد شيخ وارد شد معلوم شد اول صبح آنجا بوده به‌همين ترتيب اينجا . قرار شد التزامى به مهر عدليه بدهد . من هم باز بگذرم . قاطر و پسرش را در قلعه گرفته‌اند مبلغى بدهكار به من است . الموت جائى نيست نايب الحكومه به شهر آمد . قريب شش خروار گندم و جو از آدمهاى من تمسك داده و گرفته . اميد يك شاهى هم نبايد داشته باشد كه بدهد . مىگويد ماهى شصت تومان دولت يا حكومت يا شما به من بدهيد من نيابت الموت را بكنم . توقع مقررى از دولت و حكومت به‌جاى خود ، نمىدانم من چه علت دارد ماهى شصت تومان بدهم آقا بالاسر براى خودم ببرم . اينها گمان مىكردند الموت جائى است ، حالا تازه ملتفت مىشوند . جلال ، محمد حسين ، محمد در تنكابون از مردم پول مىگيرند كه مخارج كرده‌ايم و باز هم طهران بايد برويم مخارج كنيم . فرمان شاه سلطان حسين اسباب مضحكه و خندهء مردم شده . هركس مرا ملاقات مىكند فصلى از آن گفتگو مىكند . آوادس ارمنى قونسلگرى به عمارت جديد البناى آوادس تاجرباشى ارامنه آمده . عمارت سه مرتبهء محكم عالى است . در قزوين نظير ندارد . سهل است ده سال ديگر هم اين‌چنين عمارتى قزوين به خود نخواهد ديد . اين آوادس مىگويند با هفت تومان پول قزوين آمد در مدت قليل ده دوازده سال صاحب كرور شده بيشتر از شغل كنتراتچىگرى قشون روس . ملاقات براوين من ديدن از براوين كردم ، خانم هم بود ، خانم بسيار بسيار زيباى قشنگى . در همين قزوين دو ماه قبل خانم را آورده و عروسى كرده . برادر خانم در يكى از فتوحات گالسى