قهرمان ميرزا عين السلطنه

4214

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

گفتم من امروزه با ايشان دعوائى و گفتگوئى ندارم شما هم شاهد باشيد . خيلى خيلى اسباب تعجب او شد و مىگفت حتما ميرزا احمد خان مجنون و ديوانه شده بود و الّا اين حركات و اين اقدامات از آدم عاقل بعيد است . اين را فراموش كردم بنويسم . قبل از رفتن نزد كمال الوزاره ميرزا احمد خان ، بنان ديوان را فرستاده بود التماس زياد ، با من هم تا نزديك مهمان‌خانه آمد . مراجعت توى خيابان منتظر بود گفتم برو از كمال الوزاره جويا شو . ايشان را هم شاهد گرفتم كه با ميرزا احمد خان گفتگوئى ندارم . فرمان‌هاى قديم حكايت تازه اين است كه الموتيهاى طهران فرمان يا سواد فرمانى از طالقان از وكيل هرنجى گرفته‌اند مال شاه سلطان حسين كه به شهادت ملا ابراهيم ملاى طالقان اين املاك بالارودبار را اربابى مىنويسد ، كريم خان زند هم امضاء كرده . فعلا اين را دست آويز كرده‌اند . روزنامهء « شورى » و « ارشاد » شرحى نوشته بودند حيا نمىكنند . وضع املاك قديم اولا آنچه به من از الموت نوشته‌اند اين وكيل هرنجى كاغذساز بىعديلى است و مكرر كاغذها ساخته و به اين فن مشهور است . ثانيا اين قبيل فرامين كهنه و اسناد كهنه در هر خانوادهء قديم هست كه امروز به آن عمل نمىشود . مثلا ثلث دهات معتبر قزوين وقف مسجد جامع است ، امروز يكى از آن دهات به وقفيت عمل نمىشود . نجف‌آباد نزديك شهر وقف شاه نجف است ، خالصه بود سپهدار خريد . وانگهى تمام دهات خالصه مالك داشته و الان هم ورثهء آنها و اسناد قباله‌جات آنها موجود است ، همه را ديگران خريده‌اند و سند آنها فرمان دولت است . اين فرمان را هم دولت قبول كند باز ما پىكار خود مىرويم . املاك بيشمار حاجى ميرزا آقاسى مرحوم صلح به محمد شاه مبرور است يك وجب آن را ناصر الدين شاه به اولاد شاه مرحوم نداد . در اين عهد هم هر چه تظلم كرديم كسى اعتنا نكرد . وضع الموت غروب نزد حكومت رفتم . مشغول چرت زدن بود . حكم مفصل وزارت داخله را نمودم . گفتم مجلسى كنيد جمعى از قزوينيها باشند تا اگر الموتيها باز حرفى دارند بگويند . گفت سالار بيرونها مىرود ، او مراجعت كند اطاعت مىكنم .