قهرمان ميرزا عين السلطنه
4211
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كرمانشاهانى گرفته بود و متظلم شده بودم سالار گرفته و رسانيد . خيلى اين پول به من لذت داد . همهجا روضهء هست . تعزيه كم شده . فقط دو مجلس در قزوين تعزيه مىخوانند . شب شكوه نظام آمد . خيلى از طرف پيشكار چاپلوسى كرد تملق گفت . معلوم شد كمال الوزاره براى تفتيش آمده . من همچون گفته بودم از دعاوى خود صرفنظر كردم به ايشان مجددا قول دادم كه ادعاى خسارت و ادعاى جبران حركات زشت و وحشيگريهاى ميرزا احمد خان را نكنم . با كمال امتنان برخاست كه مژده به پيشكار بدهد . ميرزا احمد خان به قدرى كه از من واهمه دارد از ساير مدعيان خودش ندارد ، زيرا خودش بهتر مىداند كه دربارهء من و الموت چه كرده . خصوصا به موجب اسناد دولتى و خط و مهر خودش مىتوانم خوب طرف شوم . آن حرفها كه خالصه نيست چه بود ، اين تصديق خودش چه ، و قس عليهذا . بارى حالا كه تمام دنيا جنگ است من بهتر كه طريق صلح را پيش گيرم . وانگهى وقت دعوا ندارم .