قهرمان ميرزا عين السلطنه
4204
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خصوصيت دستخطهاى عز الدوله دستخطى از حضرت اقدس و الا آمد اما ملمع مثل همه دستخطها . تكليف را معلوم نمىكند ، يعنى محال است حضرت و الا بالصراحه دستخطى مرقوم دارند . رسمشان اين است . از هيچ دستخط حضرت و الا سند نمىشود بيرون آورد . آقايان نوشته بودند امر گذشت رئيس الوزرا به سفارت روس نوشت منتظر جواب سفارت مىباشند ( قونسل خوب است عقب من نمىفرستد ) . بهمن را فرستادم عكس انداخت اما حال نداشت و مىترسيد . شايد بد شده باشد بيست و پنج ماه دارد . توپهاى آلمانى اروپا شهر و قلاع انتورپ را كه گمان مىكردند اقلا محاصره و تسخير آن پنج ماه طول بكشد در چهار روز آلمانها فتح كردند . توپهاى آلمان هنگامه مىكند . اين توپها به نام « هوت زر » ناميده مىشود چهل و سه سانتيمترى است و كارخانهء مشهور كروپ فقط محرمانه براى آلمان ساخته و تاكنون بر هر دولتى مخفى و مستور بوده محل انداختن اين توپها را هم در نزديكى اين شهرها چند سال قبل تجار و متمولين آلمان در باغها و كارخانجات خود ساختهاند . آلمانها هجوم بهسمت پاريس آوردهاند . رئيس جمهور و هيئت دولت بردو رفتهاند پاريس را تخليه مىكنند غالب مردم فرارى شدهاند . رئيس معارف حاج شيخ على اكبر داماد مرحوم آقا سيد على اكبر مجتهد تفرشى رئيس معارف و اوقاف قزوين شده يك روزى بود كه اين آدم به ماه و خورشيد فرمانفرمائى داشت . كانه حبس در الموت دوشنبه ششم ذيحجه ، 3 درجه عقرب - بهمن و مادر على محمد و ميرزا حسين و محمد على رفتند . هوا هم بارانى شد ، گويا در راه به زحمت بيفتد . حال بهمن هم آن طور كه بايد خوب نشد ، دستور العمل و دوا گرفتند . من ماندم و اسمعيل جلودار تا چه خبر از طهران برسد و چه وقت بروم . اگر از ترس حضرت و الا نبود حكما طهران مىرفتم اما چه كنم كه اختيار با خودم نيست و قلبا رنجش حاصل مىكند . حتى به آمدن قزوين من هم راضى نيست و دستخطش نمىرسد كه مرقوم دارند ( براى چه قزوين آمدى البته البته زود برو ) . كانه من در الموت حبس و تبعيد مىباشم .