قهرمان ميرزا عين السلطنه
4156
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
عمارت نادرى قزوين من به گردش بازار رفتم خيلى خوب زينت كرده بودند و تماشائى بود . از آنجا باغ آمدم در عمارت نادرى آتشبازى مىكردند و صداى زندهباد شاه همهجا بلند بود . هزار نفر ، هزار نفر نعره زندهباد مىكشيدند طهران چه حكايتى باشد ! ابو القاسم خوب تماشا مىكند . رقص زن فرانسوى روز 28 - باغ بوديم . رئيس عدليه شب را دعوت نموده بود به شيرينى و شربت . مغرب آنجا رفتم . معتمد السلطنه آمد بعد قونسل و صاحبمنصبان روس آمدند . از طاق ايلات آمده بود گفت دوغ كردى خوردم . رقص كردند درست مثل قزاقهاى ما خيلى خوشش آمده بود . در اينجا مذكور شد ديشب در ايوان نادرى هنگامه بوده . به عوض مهمانى معتمد السلطنه و مقاطعهء كارگذار دويست بطرى بيشتر « شامپين » سواى مسكرات ديگر صرف شده بود . خانم رئيس ماليه رقص مفصلى كرده بود و بر خلاف قوانين فرنگستان با شوهرش هم رقص نموده بود ، آن هم در ميان دو هزار نفر مرد تماشاچى بازارى و غيره . يك نفر از صاحبمنصبان قزاق براى بروز شادمانى خود چند تير تپانچه خالى نموده بود . اما به قدرى ايوان نادرى و صحن جلوى آن را خوب زينت كرده بودند كه به وصف نمىآيد . سلام برسان بعد از گردش مفصل خيابانها و بازار منزل آمديم . « سلام برسان » آقاى معتمد السلطنه در ميان مردم شهرت كاملى كرده هركس بههم مىرسد مىگويد سلام برسان دعا برسان . عدل الممالك به من گفت شنيدم شما هم نطق كرديد ، گفتم من كه جاى خود داشتم . طومانيانس و پسر تاجرباشى هم با ميكائيل خان نطق كردند . هوا گرم است خصوصا اين دو سه شب يخ را تمام كردند مگر اندكى كه مهر حكومتى است . آب سرد گاو چاه شنبه غرهء رمضان المبارك - هوا چندان بد نيست . شب هشت ساعت و دوازده دقيقه بالاست روزه گرفتن كار حضرت فيل است . يخ نداريم . گاوچاهى در باغ رفعت السلطان هست كه آب سردى دارد فورا بيرون بياورند . كار يخ را مىكند و امسال اين آب چاه