قهرمان ميرزا عين السلطنه

3285

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

( براى اين‌كه امروز دخل در آن رشته است نه در جاى ديگر ) رئيس را خارج مىكنند . دو روز ديگر از طهران تلگراف مىشود پليس و ژاندارم آقا را عدليه مىبرند . باز عصر ريخته او را خارج مىكنند . انجمن ولايتى و جناب شيخ محمد على ما هم بر ضد رئيس عدليه هستند و البته با اين تفصيل عزل مىشود . مهرماه خانم دختر رفعت السلطان را هم براى پسر سيد نظام رئيس ايل رشوند عقد كرده‌اند . اين وصلت براى الموت ما هم بىنفع نيست . رفعت السلطان هم با رئيس عدليه است هم با ميرزا حسن . در روزنامه تلگراف شكايت را ديدم امضاء اين‌طور كرده بود « رفعت محمد على » حالا نوشته بود با سعيد نظام مشغول برهم زدن كار افراسياب خان هستم ، اما دروغ مىگويد . اگر او باطنا همراهى داشت كار ما بهتر بود . نامهء عماد السلطنه آقاى عماد السلطنه فقط يك رقعه مرقوم داشته بودند . ديگر از طهران كاغذى نبود . هى هذا : « هنوز جواب رسيد امانت نرسيده . زمستان امسال همان است كه ميل داشتم و شما بىرغبت بوديد ولى اگر اين سرما نمىشد خطر و با و بىيخى تابستان و بىآبى شديد خيلى بود . چنانچه الآن براى آذوقه كار بد است . عقرب تخم‌كارى نشده تا بعد چه شود . چند نمره روزنامه كه الان هم نمىدانم چند نمره است فرستادم كه با اين كاغذ انشاء اللّه آقا شيخ ابراهيم برساند . اين زمستان دوست داشتم كه مثل شما الموت بودم اما هيچ كارى سواى سوارى و شكار با من كسى نداشت و از هر بابت هم منزل و مكان آسوده بود . اما مثل گرفتارى شما خوب نبود . اميد است كه گرفتارى شما هم تمام شود و اول بهار كار يك‌طرفى شود . از احوال حضرت و الا بخواهيد دينارى پول به هيچ اسم و رسم به كسى نمىدهند مگر آنجا و به اشخاصى كه ديگر ممكن نيست ( مقصود صيغه‌هاى حضرتشان است ) حاجى آقا بىتدبيرى كرده كه قهر كرده . البته اين را هم مفت خود مىدانند ديگر اسمى نمىبرند ( من يك سال قهر كردم همين‌طور مفت خود دانست تا ناچار آشتى كردم ) . اخبار هرروز مىگويد فلان روز نايب السلطنه از فرنگستان مىآيد ولى متصل عقب مىافتد . وزير عدليه هنوز معلوم نيست . هيچ اداره ترتيب صحيح نگرفته . اما همه‌جا باز است سواى خزانهء مباركه كه بايد پول بدهد . روزها تميز مىروم همين‌قدر است مشغولم . امروز عصر 16 نرفتم كه كاغذ بنويسم . ديشب برف مختصرى آمد . كوچه‌ها برف خيلى دارد و كم‌كم گل مىشود . بلديه هم اسم بىمسمى است . هيچ نمىشود سوار شد شكار رفت . صحبت و مجلس يا غيره ابدا نداريم . از صيغه‌هاى الموتى چند اولاد پيدا كرده‌ايد . نور چشمان الحمد للّه سلامت هستند . دو شب قبل عزيزه