قهرمان ميرزا عين السلطنه

3283

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اينها را نوشته بعد برويم سر مكاتبات . سرما و گرسنگى در قزوين شهر قزوين از حيث سرما و برف بىنهايت بىاندازه . تمام راهها مسدود و آسياها از كار افتاده . گندم چهارده تومان ، آرد در قيمت بيست تومان يافت نمىشود ، هيزم خروارى سه تومان پيدا نمىشود . نصف مردم شبها گرسنه مىخوابند نصف ديگر اندكى نان به زحمت زياد گير آورده با آش و برنج و بلغور معيشت مىكنند . سرما به شدتى است كه در اين مدت چهارده طفل در گهواره مرده . گرگ هم چندين نفر را پاره كرده . كولاك هم چند نفر [ را ] هلاك كرده . يك ذرع برف است كوچه‌ها با بام خانه‌ها مساوى است . چندين مقابل به واسطهء باد قاقازان از الموت سردتر . جوابهاى قونسل هم ماند تا از طهران كسب تكليف كند غنى خواهد آورد . اما مكتوبات . حرف حاكم شيخ ابراهيم نوشته بود حكومت بعد از بردن كبكها و خواندن كاغذ شما گفت شاهزاده وقتى كه زنجان حاكم بود من مأمور آنجا شدم چندين كار هم برايش صورت دادم . بعد از همه اينها يك روز يك « باقرىقرا » برايم فرستاد كه به دست خودم شكار كردم ، حالا مىخواهد به واسطهء چند قطعه كبك كه وعده كبك‌درى هم داده مرا همراه كند . من بايد در اين خصوص از سپهدار استعلام كنم . شيخ قدرى تند شده بود كه چه ربط به سپهدار دارد . گفته بود خيلى ربط دارد . نامهء احتساب الملك اما كاغذ خودش سه طغرا بود دوتا در باب ماليات كه همه روزه از شما اداره شكايت دارد و حكما حساب خود را بپردازيد . يكى ديگر در جواب راجع به افراسياب خان عينا درج مىشود . حكومت قزوين - مورخه 9 برج دلو 1329 - نمرهء 5104 . قربانت شوم مرقومهء شريفه را رساندند از مندرجاتش اطلاع حاصل كردم . شكايت رعاياى الموت را در باب سد راه تنكابون به مركز فرستادم كه با آقاى امير اسعد در اين باب مذاكره كرده و قرار آسايش رعايا را بدهند . البته از نتيجه بعد از رسيدن جواب حضرت و الا را مطلع خواهم كرد . در مسئلهء افراسياب خان هم از حالا به او ايراد گرفتن قصاص قبل از جنايت است . شايد به او تعليمات و معاهداتى شده باشد كه