قهرمان ميرزا عين السلطنه

3275

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

انتقاد از فرمانفرما روزنامهء « ايران نو » خيلى فرمانفرما را تعقيب مىكند و بسيار بد مىگويد . حتى مىنويسد اگر پول نيست خود فرمانفرما چرا مواجب دوماههء خود را گرفته . ديگرى مىنويسد در صورتى كه فرمانفرما مقررى ماه دلو خود را هم پيش گرفته چه لزوم دارد شماها سه ماه را دو ماه مىنويسيد . يك شب هم در منزل پالكنيك « بال » و مهمانى بوده فرمانفرما دعوت داشته حالا براى اين دعوت هم مؤاخذه سخت مىكنند . چنانچه از ملاقات سردار اسعد و سپهدار اعظم در خانهء علاء الدوله از سفير روس ! هر دوى اين سردارين مىنويسند ما خانهء علاء الدوله بوديم سفير روس وارد شد ، در اطاق ديگر علاء الدوله از او پذيرائى كرد بعد كه فهميد ما اينجا هستيم خواهش ملاقات كرد به‌قدر دوازده دقيقه ما آن اطاق رفته صحبت هم تمام از شكار بود . اما روزنامه‌نويسها خصوصا روزنامهء « شمس » از اسلامبول تفصيلاتى از اين ملاقات مىنويسد و چيزها مىگويند كه عقل باور نمىكند به قول غلامرضا مدانى ، تقىزاده ، آقا شيخ محمد على « مسئلة » . سفير روس سفير روس يا پالكنيك او يك نمايندهء محترم دولتى مثل روس هستند كه همه قسم احترامات از آنها مىشود . شاه ، نايب السلطنه ، تمام وزراء و اهل مملكت با آنها مراوده دارند و او مراودهء رسمى و دوستانه مىكند . هنوز هم دولت ايران اعلان جنگى نكرده مراودهء خود را قطع نكرده چطور پس روزنامجات اين‌طور ممانعت مىكنند . پس يا دولت و ملت ايران اعلان خصومت و دشمنى خود را واضح كند رئيس دولت كه شاه و نايب السلطنه و وزراء باشند مراودهء خود را متروك تا تكليف تمام اهالى مملكت معلوم شود و الّا كوسه و ريش‌پهن نمىشود . فرمانفرما و آن دو نفر هر قدر برائت ذمه حاصل كنند ثمر ندارد . محمد على شاه - محمد حسين در روزنامهء « ايران نو » جزو اخبار خارجه مىنويسد در يكى از مهمانخانه‌هاى پاريس شخصى موسوم به محمد حسين خود را معرفى مىكند . صاحب مهمانخانه و روزنامه‌نويسها تعقيب مىكنند معلوم مىشود شاه مخلوع ايران محمد على ميرزا است كه براى فروش برليانهاى خود بلجيك و هلاند آمده بود ، بعد به پاريس . آقاى عماد السلطنه هم سابقا نوشته بودند محمد على ميرزا معلوم نيست كجاست . اما من يادم