قهرمان ميرزا عين السلطنه
3272
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مسدود نموده است عبور ممكن نيست مگر جمعيت زيادى به كمك يكديگر گدوك را باز نمايند . حسين كاروانسرادار مطالبهء جواب فورى مىكرد . شرحى اظهار تشكر شد و اطمينان هم از بابت قزوين دادم و استدعا كردم ممانعت آنجا را هم موقوف فرمايند ، با اين يخبندان و شدت سرما و برف اگر هم چيزى بوده به كلى رفع شده است و انتظار مرقومهء خط شريف را هم دارد . براى امنيت داشتن فورا سوادى از فرمان مبارك براى آتان و دهات آن سمت همينطور براى فيشان ناحيه ارسال گرديد . اينجاها را هم اطلاع دادم . با اين تفصيل حكومت قزوين رئيس ماليه آنجا از من و دهات حضرت و الا ماليات مىخواهد . ما درست حساب كنيد ماليات خود را نصف بايد خرج امنيت خودمان و نصف ديگر را هم نصف كرده يك سهم به اشرار و الواط گرسنهء الموت بدهيم ، نصف را تقديم آقاى امير اسعد كنيم تا مصون و محفوظ باشيم . براى اينكه حكومت قزوين ما را نمىتواند حفظ كند و اين همه پولى كه امسال من خرج كردم خود دليل واضح است . در حقيقت هيچ دولت ايران حق ماليات از ما ندارد براى اينكه ما يك حصه از مال خود را مىدهيم كه حفظ ساير حصص ما بشود . وقتى كه تمام را خرج امنيت جان و مال خودمان كنيم ، بلكه مبلغى هم از خارج روى آن بگذاريم و باز هم امنيت نباشد ديگر چه مالياتى ، چه كشكى ، چه پشمى . اين ايام كه هرج و مرج و اغتشاش است بايد خود را به كسان پرزور بست و همسايهء پرزور ما امير اسعد است . ما بايد متوسل به او شويم و تقديم و تعارف به او بدهيم تا امنيت داشته باشيم . حكومت قزوين هروقت خواست حمايتى كند مثل محمد خان كور مأمورى داد و روزى هفت هزار و ده شاهى هم از من گرفتند به قدر ذرهاى هم كار صورت ندادند . اين هم نايب الحكومهء اوست كه نرسيده مدعى من مىشود . اين هم ترتيب زندگانى شانزده ماه اقامت من است كه هرچه بود و نه بود تفنگ و فشنگ و آش و پلو و مواجب نوكر شد . يك ماليات هم حالا بايد علاوه داد . زور است استبداد است . ظلم است به تمام انبياء و اولياء قسم . كبك چيل پنجشنبه نهم صفر - باد گرم مىآيد برفها خيلىخيلى آب شد . گفتند در پشت قلعه دو تيهو آمده چنگيز رفت يكى را روى هوا زد . وقتى كه آورد ديدم « كبك چيل » است به قدرى قشنگ بود كه حساب نداشت . معلوم شد در الموت هم كبك چيل كمى يافت