قهرمان ميرزا عين السلطنه
3267
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خارج كردند . روزنامه يا عدليه روزنامهجات ما درست يك وزارت عدليه شده . هركس تظلم دارد به جاى عدليه در آنجا درج تظلم خود را مىكند هركس هم از ولايات تلگراف كند كپيه به روزنامهجات مىدهد . باز هوا گرفته كمكم برف مىآيد . دخل حكومت دوشنبه ششم 16 دلو . هوا آفتاب و اندكى گرم بود . خير اللّه بيك ديشب از سركشى املاك سپهدار مراجعت [ كرد ] و امروز صبح نزد من آمد . باز پاكتى از افراسياب خان نشان داد به همان مضامين سابقه . گفت امشب مىروم هرانك و صبح مىروم پادشت تا ترتيب اقامت خود را با سرهنگ بدهم . او مىخواهد ماهى سى تومان مقررى را بخورد به كارهايم دخالت كند . گفتم قصد شما چيست . گفت ماهى سى تومان مال او ، ساير منافع مال من . اگر صداى كسى هم بيرون آمد تقصير من باشد و ترتيبات همان ترتيب سابق است جز اينكه يك مقررى هم علاوه شده و ملت بيچاره بايد بدهد . به گمان من اينكه اين مقررى باعث رفع تعدى مىشود ، ديگر نمىداند مقررى را افراسياب خان مىبرد حكومت را خير اللّه بيك مىكند . به همان ترتيب سابق دخل خواهد نمود . دلمان خوش است حاكم مشروطه است مواجب دارد تعدى نمىشود . همان است كه آن اديب در روزنامهء « كنكاش » نوشته پانزده كرور ماليات ايران است چهل كرور آخر ماه مقررى بايد داد و باز همان تعدى جور و ستم هم به رعيت و مردم ديگر مىشود . تقسيم ماليات الموت حالا ببينيم سابقا كه اين خرجها نبود بودجهء ما مبلغى كسر داشت ، حالا كه اينها علاوه شده چه بايد كرد . براى اينكه ماليات الموت همان است كه بود . هزار و نهصد تومان دويست و ده خروار غله از اين مبلغ چهار صد تومان تحصيلدار مىبرد كه ميرزا حسن خان باشد . سيصد و شصت تومان افراسياب خان . البته عدليه هم بيايد مبلغى آن ، البته ضبطيه بيايد يك مبلغ هم آن . پس آخر سال يك چيزى هم بايد دستى روى ماليات اينجا گذاشت و تسليم آقايان كرد . رعيت هم خسارت خود را كما فى السابق خواهد كشيد براى آنكه مخارج خير اللّه بيك از مداخل هوائى الموت است . خودش شرط كرده پس يا مىبايست بر ماليات اضافه نمايند يا فورا بدون قانون بدون مجازات ، بدون مفتش