قهرمان ميرزا عين السلطنه
3251
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نامهء افخم الدوله افخم الدوله مريض بوده و مختصرى نوشته : « بواسطهء سرما و برف اغتشاش تخفيفى حاصل كرده بعضيها از حسن كفايت كابينه مىگويند ولى مطلب اول اصح است . ناصر الملك را مىگويند اين روزها خواهد آمد . روزنامهء « جارچى ايران » صورت جارچى را كشيده و مشتلق مىدهد [ به ] هركس نشان بدهد نايب السلطنه كجاست . در روزنامه نوشته بودند كه باز ظل السلطان به تصويب مجلس احضار شده شايد كار به احضار آن يكى هم بكشد . ادارات هنوز صورت صحيح [ ندارد ] و قوامى نگرفته . احكام صادره از عدليه بدون اجرا مانده . حساب كردند متجاوز از يك كرور از بابت حقوقات عدليه بلاوصول مانده . وزارت ماليه هر كارى شخصى داشته باشد مأيوس از انجامش بايد بشود . وزارت جنگ سرخاب سفيدابى مىنمايد ، ليكن معنى ندارد . ميرزا على انتظام الحكما ، ميرزا رضاى مستوفى ، مشير حضور به اكثريت آراء مجلس جزو نمايندگان شدند . سر من سنگين شده با حالت تب بيش از اينها ممكن نيست اخبارنويسى كرد . » برق جاى شرق اما روزنامهجات آنچه قرائت شد همان مناقشهها در بين است . در حقيقت جزو اعظم مطالب آن دعواى شخصى و نزاع بين دو نفر يا چند نفر است . « شرق » توقيف شده حالا همان ادارهء روزنامه موسوم به « برق » منتشر كرده باز نمرهء هفتم آن را تحت محاكمه مىبرند . تفصيلات نوشته كه تا حال مىگفتند نسبت به آستان مبارك ظل اللهى بىادبى شده حالا ما را متصل محاكمه مىكنند كه نسبت به شرف پارلمانى بىادبى شده . ما نقادى و تنقيد كردهايم و نقادى جزو اعظم روزنامهنويسى است . بابا دست از يقهء ما برداريد . حكايت روس و انگليس هم در بين است و خيلى بدگوئى مىكنند . مقالهء روزنامهء كنكاش روزنامهء ديگرى موسوم به « كنكاش » مال گيلان سؤالاتى از شخص اديبى در طهران مىكند و جواب او را درج كرده چون بامزه نوشته درج افتاد . كنكاش شمارهء نهم 10 ذيحجة الحرام 1328 . « حقگوئى يا مكتوب يكى از دانشمندان . گرامىنامه ( تعارفات بماند ) و در ضمن تفقدات بلانهايه سؤالاتى از وضع مملكت و آسايش عمومى و توجه افكار عامه و تنظيم ادارات و تشكيل كابينههاى مشكل شدهء در اين مدت يك سال و نتيجهء فعاليت آنها كه در