قهرمان ميرزا عين السلطنه
3245
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
آلمان ناطقين آن مجمع فراموش كردهاند كه آن حمايت عاليهء امپراطورى آلمان از مسلمانان براى حفظ دورهء عبد الحميد كه خود آنها اسباب بر طرف كردنش را فراهم كردند به كار برده مىشد و اظهارات آتشى روزنامهجات آلمانى در تأييد آن هيجان مصنوعى اسلامبول اشعهء نورى به افكار و مسلك آلمان مىاندازد . اگرچه بايد معتقد شويم كه افكار جدى هيئتهاى آلمانى مؤيد آن غليان ساختگى اسلامبول نباشد . روزنامه « كلنگازت » با يك معنويتى اظهار مىدارد كه دخالت آلمان در اين مسئله از تكليف خارج است و ما بر آن اظهار مىافزائيم كه خيلى مشكل است كه دخالت در كارى كه راجع به انگليس است و منافع مخصوصه انگليس را حاوى است و هنوز هم انگليس قصد اقدامى نكرده است بنمايد . ما تكرار مىكنيم كه اگر دولت ايران به تكليف خودش رفتار كند هيچوقت دولت انگليس دست به هيچ اقدامى نخواهد زد . به اين اطمينان خوب است على العجاله هم مطبوعات آلمان را و هم ناطقين ساختگى اسلامبول قانع شوند . ( پايان مقالهء تايمز ) اين است نتيجهء آن فريبها كه خوردند ، پولها كه گرفتند ، تحصنها كه جستند . انگليس دولتى نيست و نخواهد بود كه يك شلينگ پول خود را بىثمر خرج نمايد . آن روزى كه جوالجوال پول مىگرفتند و خرج مسافرتها ، آش و پلوها مىكردند و با پول او . . . ملتپرستها ، مشروطهپرستها درست مىكردند امروز را به خاطر نداشتند . اگر بگوئيم نه دروغ گفتهايم . پس عالما عامدا مملكتى را هرجومرج و به دست آنها دادند . بى جا تمام سيمهاى تلگرافخانههاى انگليس به روى آنها باز نبود . بىجهت پستخانه و غلامان سفارت انگليس نوشتجات آنها را مخفيانه نمىبردند . حالا نوبت آلمان است . تاكى « تق » آن هم بالا آيد . وقتى كه مملكت از دست ما برود چه روس و انگليس و عثمانى باشد ، چه آلمان و اطريش و فرانسه . سعدى گويد : شنيدم گوسفندى را بزرگى * رهانيد از دهان و دست گرگى شبانگه كارد بر حلقش بماليد * روان گوسفند از وى بناليد كه از چنگال گرگم در ربودى * چو ديدم كه عاقبت گرگم تو بودى ستار خان ، باقر خان تقى مىگفت همه مردم طهران از بلاهائى كه به سرشان آوردند كاملا مسبوق شده آشكار و علنى بد مىگويند و منزجر شدهاند . ستار خان و باقر خان ، يكى در خيابان