قهرمان ميرزا عين السلطنه
3659
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بزرگ را فرش كرده چاى زياد و شيرينى خوردند . گفتم بازى كردند . بورتبورتبازى چند قسم بازى بامزه كه در طهران و جاهاى ديگر نديده بودم يكى را « بورتبورت بازى » مىگفتند . « بورده » يعنى به زبان ما « ترنا » . جوانها حلقه زده يكى به ميان افتاد و اينها از پشتسر « بورده » را به يكديگر مىدادند و آن شخصى كه در ميان است بايد آنقدر « بورده » بخورد تا از دست يكى از آنها « بورده » را بگيرد و آنوقت آن بيچاره در حلقه حوزه مىشود و آنقدر كتك مىخورد تا « بورده » را بگيرد . قضا را مهراب نوكر جديد كندانهسرى من چندى قبل هيزم مىآورد چند نفر از زواركيها از كوه با « دوشوار » علف مىآمدند سگ فتحعلى ( ظالم ) مهراب را گرفت و زمين زد و چوخاى او را پارهپاره كرد ، اين چند نفر ابدا جلو نرفتند . من از زير درخت توت تماشا مىكردم . ابو القاسم را فرستادم رفت آنها را چند توسرى زد و قدم برادر فتحعلى را كتك زد . اين در دل زواركيها بود مهراب را به ميان انداختند و باهم كمك كرده به قدرى « بورده » به او زدند كه از نفس افتاد تا « بورده » را گرفت . ثانيا حيله كرده به ميان انداختند و باز كتك مفصلى خورد . آنوقت خود مهراب گفت اين كتك آن سگ است من مىخورم باشد تا باز تلافى شود . مختصر تا بعد از ظهر بازى كردند ، كشتى گرفتند . سبزىپلو را خورده رفتند . تا غروب هوا باز نشده نمنم برف و باران مىآمد . ميرزا اسحق بره فرستاده بود و چهار جعبه شيرينى اسعد الحكما و اظهار تشكر زياد از امنيت و راحتى الموت كه در هرمجلس و محفل قزوين توصيف و تمجيد است . سال سخت سال گذشته به اين مردم الموت از حيث آذوقه بسيار تلخ و سخت گذشت . كسى در اينجا ياد ندارد نان ارزن خورده باشد و امسال اغلب همان را خوردند . در بعضى خانهها شش ماه مىشود رنگ نان ديده نشده تمام برنج است [ و ] ارزن . به قدرى از قوه و قدرت افتادهاند كه پنجاه نفر آتانى را يك نفر مىتواند بزند . اميدوار به كرم و لطف خداوند هستيم امسال مردم ايران از اين گرفتاريها غارت و چپاولها جنگ داخلى و قحطى آسوده و نجات يابند . دوشنبه پنجم - متصل دستهدسته از دهات آدم به ديدن مىآيند و ما روزى مبلغى قند ، چاى ، شيرينى و ناهار بايد بدهيم . تقريبا از ظهر تا دو ساعت به غروب مانده سفرهء