قهرمان ميرزا عين السلطنه

3233

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

چشمان خواسته باشيد الحمد للّه همگى سلامت . حضرت و الا خرجى مىدهند . بازم سركار تشريف نداشته باشيد به نظرم بهتر است با آن‌كه خدا مىداند اسم سركار مىآورم ، دلم ضعف مىرود . اخلاص كيشى بنده خدمت سركار چيز ديگرى است مثل عشق زياد است . از بابت مهرماه خانم چه بايد كرد . آنچه مىكنم راضى نمىشود بيايد . بميرم از براى بخت سركار كه از زن بخت نداشتى . پس خوب است شما براى مهرماه خانم بنويسيد كه اگر نيائى مىفرستم مفرح الدوله را بياورند شايد بترسد راضى شود . ديگرچه عرض كنم تازه باشد . تمام اهل شهر به نوبه سرخك درآوردند . الحمد للّه از خانهء سركار به سلامتى رفت . حالا خانهء ماست . روزنامه براى سركار فرستادم . افسر خانم الحمد للّه خوب بود . شوهر خوب ، زندگى بسيار خوب دارد . آقا هم از سركار قهر كرده كه چرا جواب كاغذ مرا ندادند . سگ نفرستادند . روزها مجلس تميز با آقاى عماد السلطنه . نور چشمان عرض بندگى مىرسانند . الحمد للّه سلامت هستند . زياده قربانت صدبار گردم . آذر . » رقيمهء همشيرهء بزرگ شاهزاده خانم فدايت شوم دستخط سركار را در شب عروسى همدم السلطنه رسانيدند . جواب را روز پاتختى نوشتم دادم . نمىدانم رسيد يا نه ؟ امشب كه شب بيست و سيم ماه ذيقعده است آمدم خانهء شما پيش خانمها . فردا آتقى روانهء خدمت شماست . اين دو كلمه نوشتم از فراموش شده‌ها نباشم . از حال خانمها بخواهيد الحمد للّه سلامت هستند . خرجى در ماه كم مىآورند اوقاتشان تلخ است . شاهزاده زياده نمىدهد . آمدن مهرماه خانم من نمىدانم ، شما چه سختى از زن داريد . اين از همه بدتر است . دو مرتبه خواستم بروم او را ببينم رو نشان نداد ، عذر خواست . البته شنيديد هرچه گفته دويست تومان مىدهد مىروم اگرنه نمىروم . شما از همه بهتر يك صيغهء كوچك بگيريد كه زود آبستن نشود . وقتى كه به سلامتى آمدى طلاق بده . براى اين يك كاغذ بده ناشزه بدون اذن من از خانه رفتى عقبت فرستادم نيامدى . از بابت عروسيها بنويسم حالا كه شوهر همدم السلطنه خوب است سفيدبخت تا بعد چه خدا بخواهد . بيچاره اعظم الدوله ( شوهر اولش پسر عضد الملك نايب السلطنه ) در فرنگ مرد . الحمد للّه افسر ملك خوب است . شاهزاده آغا با ما مرافعه دارد . خوب كارى كرده زبانم دارد ( چون افسر ملك نامزد ميرزا محمد حسين خان پسر همشيره شاهزاده آغا بود و بعد خود ميرزا محمد حسين خان قبول نكرد . حتى حضرت و الا پانصد تومان هم داد ، گفت حالا زن نخواهم گرفت و چه خوب كارى كرد ) . الحمد للّه كار شما خوب است . روغن براى ما