قهرمان ميرزا عين السلطنه
3634
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شنبه 28 شهر صفر المظفر 1330 - مختصر بارى در شهر داشتيم با امانتى از طهران امروز رسيد . امانت طهران يك كلاه نمد بسيار خوبى بود بطور نظامى ، چند عدد پردهء تور و جوراب . بچهها هم براى زينب بعضى چيزهاى زنانه داده بودند . در جوف امانت مكتوب حاج افخم الدوله و بچهها بود كه عينا درج مىشود . نامهء افخم الدوله دربارهء انفصال مجلس « يك دستخط مبارك به تاريخ سيزدهم محرم ، ديگرى بيست و ششم زيارت از سلامتى وجود مبارك بىنهايت خوشحال شدم . جواب دستخط اول از منزل شعاع الدين ميرزا عرض شد . جواب ثانى كه چهارصد تومان هم برات داشت حاليه عرض مىشود . برات را حضور مبارك بردم معلوم است خوشوقت شدند و دينارى هم به چاكر ندادند ، در صورتى كه مبلغى از حقوق چاكر باقى است . بنده هم محض اينكه اقلا رفع شكايت و قرقر از سركار شده باشد فورى سند طومانيانس گرفته تقديم نمودم . منتظر صد تومان ديگرم كه شايد به خودم وصلت بدهد . از اخبار خواسته بوديد مطالب لا ينحل است . سركار كه دور هستيد جاى خود داريد . تمام اين كارها در طهران و پيش همهكس پوشيده و غيرمعلوم است . انفصال مجلس ترتيبش عرض شده بود . پس از آنكه التيماتوم سخت شد وكلا نظر به اينكه جنگ و صلح با نايب السلطنه است اختيار تامه به ايشان دادند . نايب السلطنه جواب داد حالا كه موقع به اين تنگى و سختى شده به من رجوع مىكنيد كه مجال گفتگو باقى نمانده و جدا رد كرد . كميسيونى انتخاب شده تقاضاها را قبول كردند و بعد از دو روز مجلسى در دربار تشكيل داده از علما ، تجار و غيره و غيره . وثوق الدوله نطق مفصلى نموده و عيوبات مجلس را گفته بسيار بد از وكلا گفت . پس از آن شرحى از هيأت وزرا و تقاضاى انفصال مجلس نوشته شده بود قراءت [ كرد و ] تصويب آن عده كه به حضور نايب السلطنه فرستادند . ايشان هم برحسب تصويب وزراء حكم به انفصال مجلس نمودند و از جانب وزير جنگ كه سردار محتشم بختيارى برادر امير مفخم باشد صديق الممالك رئيس گاردها با يك دسته گارد به مجلس رفته در را بسته ، چند نفر از وكلا كه آنجا بودند متحير و وحشتزده جوياى رئيس مجلس شدند . معلوم مىشود استعفاى خود را فرستاده باز منتظر مىشوند كه شايد ملت نجيب غيور هجوم آورده نگذارند . چون مأيوس مىشوند با ترس و لرز از مجلس بيرون مىآيند و معلوم است به قول مردم بدون رضايت از تخت سلطنت به ناچارى دست كشيدند . اما دول همجوار اولتيماتوم قبول شد . در تبريز زدوخورد شد روسها غلبه كردند ، بيست نفر بيشتر به دار زدهاند از اشخاص معتبر مثل