قهرمان ميرزا عين السلطنه

3631

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مبارك حضرت و الا در اينجا باقى بماند عينا ملصق « مموار » شد « 1 » . گمان مىفرمايند من با آن آلودگى طهران و آن گرفتارى عيال و اطفال اين دماغها را هم دارم كه دست زينب را با سانتيمتر اندازه گرفته روانه كنم يا همه روزه شكار خرس و بز و غيره بروم . يك مكتوب ديگر از شاهزاده خانم همشيرهء بزرگ بود چون اخبار فاميلى را حاوى بود درج افتاد . نامهء شاهزاده خانم قربانت بروم برادر عزيزم ، چرا آنقدر نامهربان شده‌ايد . در دنيا يك برادر مهربان شما بوديد پس حالا نمىدانم چرا اين‌طور شده‌ايد . الهى به سلامت باشيد [ و ] دل‌خوش . ما دعاگو هستيم . از حال ما بخواهيد الحمد للّه سلامت هستيم . اما چه زندگى چه روزگارى كه چه بنويسم از دست اين زمانه . دو سال تمام است كه مواجب نگرفتم . گرانى كه چه عرض كنم . نون منى دو هزار ، روغن منى دو تومان . برنج رى شانزده هزار . هيچ پول نيست . آنها به جهنم . از ناامنى متصل دل آدم در تكان است . خوشا به حال شما كه در يك جائى هستيد هيچ خبر ندارى . از شاهزاده و اداى او را كه وارد هستيد . ديگر از احوال همشيره‌ها بخواهيد الحمد للّه همگى سلامت [ اند ] . شاهزاده والى كه فخر الملك آمده مشغول اوست . خواستگار براى مريم خانم مىآيد بعد از محرم عروسى است . عز الممالك كه وكيلى تمام شد در مجلس بسته شد . آن دو تا پسرها رضا قلى خان ، ناصر قلى خان سوزنك شدند . فخر الملك مىگويد به آنها صيغه بدهيد قبول نمىكنند . از عزيزه خانم ( عيال افخم الملك پسر نظام الملك ) گاهى حال ندارد دهنش جوش مىكند . بچه‌هايش سلامت هستند . شاهزاده نصير الدوله عيب ندارد و تا حالا كه ميرزا محمود خان پيش شوستر بود حالا ديگر نمىدانم آن اداره مىماند يا نه . نصير الدوله بيكار است . خان بزرگ وزارت خارجه مىرود . يك صيغه برايش گرفتند نمىخواهد . ميرزا محمد خان با ميرزا اسمعيل خان پسر نواب عاليه مدرسهء امريكائى مىروند . عباس ميرزا مدرسهء كادر درس مىدهد ، ماهى دوازده تومان به وى مىدهند و سه ماه طلب دارد . عصرها مدرسهء دار الفنون درس مىخواند . علاء الدين ميرزا كه توى سربازخانه هست مواجب كه هنوز ندادند . خبير همايون در تلگرافخانه است ماهى ده تومان به هزار مرافعه به ما مىدهد . ماشاء اللّه دوتا دختر دارد . اسد اللّه ميرزا تازه دو ماه است صاحب زن شده . زن مظفر الممالك رفت خراسان شوهر كرده . اسد اللّه ميرزا دوتا

--> ( 1 ) - متأسفانه مفقود شده .