قهرمان ميرزا عين السلطنه

3623

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

پس مىدهند . از خانهء ستار خان و باقر خان بسيار مال غارتى مردم بيرون آمد ، چه اشياء نفيسه . وضع تبريز به يك صفحه گنجايش نمىكند . اين اخبارات چندان اهميت ديگر ندارد . آمدن محمد على شاه اظهر من الشمس است . هزار نفر شاهسون در رشت هستند گويا بيايند قزوين . كاغذى از حاجى افخم الدوله بود و حضرت شريكه هم شرحى از مهمانى گوشت گوسالهء خود تحرير فرموده بودند كانه همان مهمانى ( مادام لوكنارد ) در كتاب سه تفنگدار است . معلوم مىشود گرانى غله باعث « لوطى اجلافى » « 1 » شريكه شده آبگوشت گوشت گوساله مىدهد . كاغذ حاج آقا كاغذ حاج آقا مختصرى اخبار داشت عينا درج مىشود : « از اوضاع و پلتيك هيچ نمىتوان مطلبى عرض نمود . روسها مايل آوردن محمد على ميرزا هستند ، انگليسها مايل نيستند . هر دقيقه كه روسها آنها را راضى كردند خواهند آورد . تبريز در تحت ادارهء روس و حكومت صمد خان [ است ] . مازندران را هم محمد على ميرزا تصرف كرده . كرمانشاهان ، كردستان تصرف سالار الدوله است . شيراز حاكم ندارد . مجلس مشكل است حالاها منعقد شود . نايب السلطنه چند روز باز قهر كرده بود . سردار اسعد چشمش تقريبا هيچ نمىبيند و نفوذ كلى در امورات با ايشان است . شهر شلوغ ، شبها دزدى ، آدم‌كشى فراوان است بىپولى اندازه ندارد . » هيجان ملى از قرارى كه ميرزا مسيح نوشته بود جمعى را در مازندران كشته‌اند و جمعى فرار كرده به كلى تصرف دارند . دمكرات كوچولوى ما فرخ ميرزا باز كاغذى نوشته بود من عين آن را ملصق روزنامه نمودم « 2 » تا عقيدهء مردم آنقدر مختلف است كه يكى شوستر را فرشته و ملائكه رحمت مىداند ، ديگرى ملك دوزخ و تف و لعنت مىفرستد و در هركار و هر امر اين‌طور ضديت كار مملكت خراب است . ديگر اين‌كه وزرا را خائن مىدانند كه چرا التيماتوم را قبول كردند . اگر قبول نمىكردند چه مىكردند . وكلاى عاقل ما چه راهى پيش پاى آنها گذاشتند ، چه دستورالعملى دادند . از جنگ و يا صلح آن هم تحريم امتعه آنها

--> ( 1 ) - كنايه از ولخرجى است نظير « داش مشدىگرى » . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - متأسفانه مفقود شده است .