قهرمان ميرزا عين السلطنه

3611

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كاروانسرا و خانه كه در قزوين كرايه كردند مجددا كاروانسرا و خانه كرايه مىكنند كه قشون خواهد آمد . خدا به داد برسد . همه اين قشون شام و ناهار و همه‌چيز راحت دارد . اما اهل شهر نصف سر بىشام زمين مىگذارند . زنها متصل قونسل‌خانه رفته تمناى نان مىكنند و استدعا مىكنند قونسل اقدامى بكند . نامهء عماد السلطنه دستخطى از آقاى عماد السلطنه براى شيخ بود كه برايم فرستاده بود : « اين دو سه روز براى آيت اللّه خراسانى در مساجد ختم بود . ديروز اعليحضرت مسجد شاه رفت ختم را برچيد . حرفى كه ظاهر و رسمى نمىزنند . وزرا دربخانه نمىروند در منزلهاى خود كار مىكنند . نايب السلطنه هم در خانه نمىرود منزل است . مجلس اگر مذاكره مىكنند بيرون معلوم نيست و كسى نمىداند چه مىكنند . ديشب در روزنامهء پاريس خواندم كه ايرانيها عذر از دولت روس خواستند و تقاضاهاى او را پذيرفتند ، ولى دولت روس جواب داد دير كرديد و شرايط ديگر پيشنهاد كرده است . ما كه بىاطلاع و طرف شور و صحبت نيستيم و نبوديم ، اين‌طور كه ظاهرا پيداست كار مشكل‌تر مىشود و به واسطهء تنگى و گرانى بدترين ايام است كه اين واقعات روى مىدهد . خدا لعنت كند كسى را كه اين كارها را كرد يا آنقدر اقتدار به شوستر داد تا مملكت را شسته و روفته تسليم روس كرد . طمع و حرص روسها هم كه حد و اندازه ندارد ، نصف دنيا را مالك است باز آرام نمىگيرد . در اينجا سؤالات مىكند اين همه قشون ، اسب ، آدم ، آذوقه خود را از كجا تحصيل مىكنند چه و چه . . . » جعل دروغ در روزنامه نوشته بود آيت اللّه را همان ساعت كه پا به ركاب گذاشته براى جهاد به ايران عازم بود مقتول كردند و آن‌وقت دروغها جعل مىكند و چيزها مىنويسد كه در مخيلهء هيچ ايرانى خطور نكرده ( بدترين صفات ما ايرانيها اين دروغ و اغراق‌گوئى است ) . به قدرى در اين روزنامه‌ها دروغ مىنويسند كه اندازه ندارد ، مثل اين‌كه اخباراتى از جنگ عثمانى و ايتاليا جعل كردند كه آخر الامر سفارت ايتاليا ناچار شد به وزارت داخله نوشت كه حكم كنيد روزنامه‌نويسهاى شما اخبار صحيح را بنويسند . در مسئلهء شهادت آيت اللّه كه از قرار معلوم سكته كرده است مىنويسد . « اين واقعه ديگر اركان عالم اسلامى را متزلزل مىكند . اين فاجعه ديگر خانهء صبر اسلامى را مىسوزاند . اين قضيه ديگر هيچ قرارى از براى هيچ مسلمانى در عالم اسلامى باقى نخواهد گذاشت .