قهرمان ميرزا عين السلطنه

3609

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

وكلاى ملت غيور ما چه جواب مىدهند ) . خطاب به وثوق الدوله نطق سر ادواردگرى ما شايان توصيف است و قابل تحسين ، اما خوب بود يك وكيل نامدارى يا يك روزنامه‌نويس باانصافى جواب او را مىداد و مىگفت براى آن كسانى كه بعد از چهار سال كه لطمه به اقتدار سلطنت زدند اى آقاى بزرگوارى كه بنياد استقلال مملكت را برانداختى ، اى وزير يا وكيل سى كرور ملتى كه با بيان و بنان خودت با آن آگاهى كه در امر سلطنت و ملت ايران داشتى اقتدار و نفوذ سلطنت را ويران و خراب كردى ، حال آمده [ اى ] و تمناى حكومت مقتدر و سلطنت استبدادى مىكنى كه فرسنگها به آن دور هستيد . آب رفته به جوى باز نخواهد آمد . بنا را خراب [ كرديد ] و حالا بدون آن كه مصالحى براى آبادى آن باشد توقع آبادى مىكنى ؟ اى وزير نامدارى كه امروز تمناى روابط خارجه را به اشدّ لزوم مىكنى و خودت باعث فناى آن شدى ! تو بودى در مشروطهء صغرى نايب اول رئيس مجلس شوراى ملى و رئيس كميسيون بودجه ، آگاه و بصير از اوضاع ايران . كوشش شما در سلب اقتدار سلطنت در تمام روزنامه‌هاى آن عهد معين است . بيشتر سلب اقتدارات سلطنت به واسطهء جد و جهد تو شد . در استبداد صغرى از دسيسه و فتنه و شرّ آنى و دقيقه‌اى آرام‌وقرار نگرفتى تا روسها براى آوردن گندم داخل شهر معظم ما تبريز شدند . در مشروطهء ثانى هجوم مجاهدين و آن گردن‌شكسته سپهدار به طهران رئيس كميسيون بهارستان بودى . در خلع محمد على شاه اول رأى تو دادى . در هيئت مديره ( ديركتوار ) رئيس تو ، همه‌كاره تو بودى . از شدت نخوت و غرور هنگام ورود گلستان به زمين نگاه نمىكردى . بعد وكيل ، بعد وزير ، بعد وكيل ، سپس وزير فعال كه آشوب پارك و قتل آن همه آدم اس اساس بودى تا يومنا هذا ! براى طى اين مقامات و كسب اين شئونات و تحصيل سرمايه و ساختن عمارت صد هزار تومانى خدا را به شهادت مىطلبم كه آنى و دقيقه‌اى در سلب اقتدار حكومت و خرابى مملكت شر و فساد كه نتيجه‌اش رسيدن به آن مقامات بود كوتاهى نكردى و حالا پس از خرابى بصره و اضمحلال سلطنت چهار هزار ساله درخواست حكومت مقتدر و اتخاذ مسلك خارجه را مىكنى ، هيهات هيهات . « خود مىكشى اى حافظ ، خود تعزيه مىدارى » . خدا روى تو و امثال تو را در دو عالم سياه كند كه مملكتى را كه عروس ممالك بود رايگان به دست دشمنان دين و وطن داديد . حالا هم گناه را يكىيكى به گردن همديگر مىگذاريد كه هيچ‌كسى نيست شما را محاكمه كند و مدلل دارد مثل شما . . . براى جيفهء