قهرمان ميرزا عين السلطنه
3601
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ميرزا اسحق مىگويد قاتل مشهدى محمد است . رشوندها تمام فرار كرده بودند . من شرحى نوشته كه با بيگناهان كارى ندارم همه را گفتم جمع كردند كاغذ به سعيد نظام نوشتم كه در رودبار است شاهزاده فتح اللّه ميرزا را روانه دارد اصلاحى بشود . ( اوضاع شلوغ است من ابدا نبايد براى خودم اشكالاتى فراهم كنم . حتى المقدور كارها را بايد ماستمالى كرد و تا ممكن است ميان خود اصلاح [ كنيم ] كه هيچ عرضرسى نيست ) . غلام مىگفت در شهر ختم گذاشته بودند اما همهكس مضمون مىگفت . قهوهخانهها باز بود دكاكين را هم قونسل پيغام داد باز كردند . يك روز هم در خيابان بزرگ جلوى الاقاپى روسها عيد گرفتند . تمام قشون جمع شده بود ، مشق كردند ، موزيك زدند . اين خيابان به آن بزرگى مملو از قشون بود . اينها مگر آقا چقدر سالدات دارند ؟ شيخ نوشته بود نمايش مفصلى دادند .