قهرمان ميرزا عين السلطنه
3587
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فرمانفرما جاى حاكم امروز كه شنبه دهم است [ و ] عيد اضحى دكاكين را بستهاند و طهران هم اغتشاش كلى دارد . عصر تأدبا ديدن حاكم رفتم ، آشناى قديم است و هيچ قابل حكومت قزوين نبود ، اما آدم خوبى است . بسيار انسانيت كرد و عذرها خواست و حق هم داشت . با اين حواسپرتى هرگز توقعى نبايد داشت . فرمانفرما هم آمد كه مركز رسمى اينجا حكومت است و بايد رسما ديدن كرد و رفت پشت ميز تحرير و گفت جاى حاكم نشستهام . من گفتم خلاف قانون فرموديد . از اين حرف من بدش آمد . گفت ضبط من موقتى است و دائمى نيست . حرف قونسل از آنجا بيرون آمدم ، قونسل دربهدر دنبال من فرستاده بود . احضار نموده بودند رفتم . گفتند از قرارى كه تلگراف رسيده حقوقات موقوف يا توقيف نشده به من دروغ گفتند و از سفارت تأكيد شده شما حكما برويد الموت . رسما به حاكم نوشته مىشود دينارى مطالبه نكند ( حقوقات قطع نشده اما از قطع شدن بدتر است مال حضرت و الا را به عنوان پناهندگى نمىدهند . اما اين مطلب را نمىتوانند به سفارت يا قونسولگرى بگويند . از اين جهت اينها هم مىگويند دستى بده خود را ندهيد ) . از قرار گفتهء قونسل شاهرود و فيروزكوه به تصرف محمد على شاه درآمد و به سمت خراسان هم تراكمه هجومى خواهند آورده يادى از ايام گذشتهء خود خواهند كرد . خدا به داد اهالى خراسان برسد . بدبختى ايران را از شش سمت احاطه كرده ابدا اميد فرجى نيست . اين غارتشدگان همدان لخت [ و ] عور دستهدسته گيلان مىروند و چون غالب مردمان باشرفى هستند تكدى هم نمىتوانند بكنند . داشناكسيون ما را به واسطهء نفهمى گرفتار مسالك متعدد كردند . سهل است اين ارامنه هم ما را داخل مسلك داشناكسيون كه استقلال ارامنه باشد نمودند و حالا مىگويند دمكراتها با آنها دست اتحاد داده تقريبا مسلك آنها هم موافقت دارد و روسها با اين ارامنه يك عداوت كلى دارند كه دور نيست به جرم آنها ايرانيها هم گرفتار و دچار عاقبت سوئى شوند . اين ارامنهء داشناكسيون يك تسلطى ، يك اقتدارى به اهالى ايران پيدا كردهاند كه حساب ندارد . اما از روزى كه شنيدهاند قشون روس مىآيد خوب در سوراخها پنهان