قهرمان ميرزا عين السلطنه
3577
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روسها درين قضيه از طرف وزارت خارجه حكم به شوستر مىشود كه همين كار را بكند . شوستر از يك طرف دو نفر از اجزاء امريكائى خود [ را ] به جنرال قونسلگرى روانه مىدارد و از طرف ديگر صد نفر ژاندارم با يك صاحبمنصب سوئدى به خانهء شعاع السلطنه روانه مىكند . درها بسته بوده از ديوار بالا مىروند و درب طويله را شكسته از آنجا داخل عمارت مىشوند . قزاقها را خارج مىكنند . دو نفر صاحبمنصب روس هم بدون خيال در خيابان جلوى باغ راه مىرفتند كه از توى ايوانهاى عمارت ژاندارمها تفنگها را راست كرده و به سمت آنها دراز مىكنند كه يك نفر صاحبمنصب بريگاد ايرانى فرياد مىكند چه مىكنيد ، اينها با لباس نظامى روس هستند . ژاندارمها عقب مىروند اما دشنام مىدهند . فورا راپرت واقعه را مىبرند براى جنرال قونسل در موقعى كه فرستادگان مسيو شوستر آنجا نشسته و پيغام شوستر را مىرسانيدند . درخواست عذرخواهى جنرال قنسول راپرت را مىخواند و به آنها مىگويد من ديگر با شما مكالمه نمىكنم ، برويد آنها مىروند و فورا به سفارت و از آنجا به پطرزبورق تلگراف مىشود . جواب مىرسد وزير خارجه عذر بخواهد . ژاندارم برداشته و قزاق گذاشته شود . اين رقعهء رسمى مىرود و از طرف دولت ايران عذرخواهى نمىشود . قشون به سمت ايران حركت مىكند و يك عده وارد انزلى مىشود . مجددا سفارت روس مهلت مىدهد و مىنويسد اين بار وزير خارجه با نوشتهء معذرت ساير وزراء به سفارت بيايند و سيصد هزار ليره هم جريمه و خسارت بايد بدهند . تا امروز معلوم نيست اقدامات دولت ايران به كجا انجاميده و شايد قشون ما وارد قزوين هم بشود . » ( پايان سخنان قنسول ) نظر فرمانفرما خانهء عدل الممالك ناهار خورده بعد رفتيم ديدن فرمانفرما . مكتوب مسيو شوستر كه چاپ شده بود روى ميز بود . من برداشتم بخوانم فرمانفرما گفت مكتوب مخرب مملكت است . اين مكتوب وروددهندهء قشون روس است . بالاخره اين مكتوب برباددهندهء ايران است ! بعد برخاستيم رفتيم يابوهاى حضرت و الا را ديدن كرديم . سه اسب سوارى خوب داشت يكى سينهگير شده بود ، يكى كتو ، ديگرى لنگ . مدتها مرافعه با امير آخور و جلودارها داشت . مراجعت كرديم حاكم را بين راه ديدم . عذرخواهى زياد