قهرمان ميرزا عين السلطنه

3573

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ديگر از اسرار است . اما قاجاريه و شاهزادگان پول ندادند ، كمك نكردند . نه كامران ميرزا ، نه عز الدوله ، نه بانوى عظمى با آن همه پول كه دارد ، نه سايرين مثل فرمانفرما كه مقيم قزوين شده ( فرمانفرما داوطلبانه به سمت تبريز مىرفت آمد قزوين رفت همدان . قدرى سوار از دهات اسدآباد خود جمع كرد حالا آمده قزوين . از طهران نه پول مىدهند نه استعداد . خانه‌اى كرايه كرد و مقيم شد . يك‌بار هم نوشتيم عين الدوله كه سيصد هزار تومان مىخواست اين شخص پنجاه هزار تومان قبول كرد . اما خير ، نه پول ، نه سرباز ، نه توپ دادند . حالا روزى مبلغى هم خرج سوارهاى خود را بايد بدهد ) . كاه و جو در قزوين به قيمت شكر و زعفران است . نان كم ، دكاكين نانوائى از شدت ازدحام اسباب حيرت است روزبه‌روز هم قيمت همه‌چيز بالا مىرود . وضع ادارى قزوين اما حالت حاليهء قزوين آن شور و جوشى كه دو سال قبل در سر مردم بود و آن ترتيب كه براى ادارات مىدادند از يخ فسرده‌تر شد . تمام ادارات منحل ، انجمن ولايتى وجود ندارد ، عدليه به ميل رفعت السلطان است . گاهى مىرود ، گاهى كه ميل ندارد نمىرود . ماليه همان يك نفر رئيس است با باقر خان و تحكمات من بيچاره و ماليات الموت . همه كار راجع به خودش است . رفعت السلطان مىگفت تاكنون بيست هزار تومان دخل كرده . روزنامهء « قزوين » شرح ادارات را خوب داده در جوف « مموار » گذاشتم « 1 » هركس دماغ كرد به آن رجوع كند . التيماتوم روز يكشنبه 27 - رفتم قونسل‌خانه ، مذاكرات زياد شد . سخت دنبال كرده طهران بروم . آخر قرار شد مهلتى بگيرد تا من فكر خودم را بكنم . اما مىگويد شما بهتر اين است به گفته و دستورالعمل من راه برويد . من هم مىنويسم بلكه محتاج رفتن نشود . قبول كرد . اما باز مىگفت هرقدر زودتر برويد بهتر است . بعد صحبت از التيماتوم شد . گفت بله مسيو شوستر فقط يك نفر محاسب است كه در شغل خود شايد بصيرت كامل داشته باشد ، اما ابدا علم و اطلاع از قانون بين‌الملل و روابط آنها با يكديگر ندارد . كفشدوز نجارى بلد نيست ، نجار كفشدوزى . قانون امريكا خيلى خوب است اما براى امريكا نه براى ايران . فعلا سفارت ما منتظر معذرت وزير خارجهء ايران است و از قرار معلوم مسيو

--> ( 1 ) - متأسفانه مفقود شده .