قهرمان ميرزا عين السلطنه

3556

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ايلخانى شود . چه تملقها از ما گفتند ، چه تقديمات دادند . يك روز هم با من به شكار آهو آمدند . اما هرچه اسمعيل خان اسب تاخت كرد تا در جلوى من آهوئى شكار كند ممكن نشد . اما من يك روباه سر تاخت جلوى آنها زدم ( اينجا من تنبل شده‌ام آن وقتها خيلى شكارچى بودم ) . مراجعت نظام الملك و همه اهل اردو براى اين شكار ما مضمونها گفتند ، خنده‌ها كردند . محمد رضا خان كه همه‌كارهء نظام الملك و يكى از آن شارلاتانها ، شيطانها ، ناقلاها بود ( اگر زنده بود حالا وزير يا رئيس مجلس بود ) با اينها ساخت . ورود شيراز صولت السلطنه احضار شد نيامد ، فورا اسمعيل خان را بدون هيچ تقديم نظام الملك احمق ايلخانى كرد و با على پاشا خان سرهنگ قزاق روانه ميان ايل كرد . بعد صولت السلطنه آمد و آن تفصيلات بماند . لقب صولت الدوله براى اسمعيل خان گرفتند و تا حكومت شعاع السلطنه ايلخانى بود . بعد صولت السلطنه شد ، بعد مرحوم شد . باز صولت الدوله شد ، يكى از برادرهاى صولت الدوله ضيغم الدوله با بختياريها وصلت كرد [ و ] زن از آنها گرفت . ضيغم الدوله و عمرو عاص اينها كه آمدند طهران و آن اقتدار و تسلط را پيدا كردند ضيغم الدوله را محرك شدند كه با برادر برهم زد آمد طهران . اين بود بهبهان را ضبط كردند و به قشقائى دست‌درازى كردند . آنها طاقت نياورده بناى انقلاب را گذاشته اول « عمرو عاص » حاجى محمد كريم خان را به‌عنوان وكالت با عده‌اى سوار طهران فرستادند . درست كه اين « عمرو عاص » از وضع طهران مثل ميرويس افغان مطلع شد و به آنها نوشت راه بوشهر را مغشوش كرده با بختياريها كه بهبهان رفته بودند منازعه كردند و تلگرافات بسيار سخت به طهران كردند . انگليسها سخت گرفتند . شيراز هم بر هم خورد . آن بود سردار اسعد متهم شد و حاجى آقا وكيل فارس در مجلس رسمى آن بيانات را كرد . بختياريها كناره كردند . ضيغم الدوله را از خيال ايلخانيگرى مانع شدند . بعد سردار اسعد قهر كرده فرنگستان رفت و مردم اندكى متنفر شده در روزنامهء « ايران نو » بدگوئى كردند . تملق به صولة الدوله تملقات زياد از صولت الدوله گفته . راه را بلكه همه شيراز را به او واگذار مبلغى هم به اسم كشيكچى و قراسوران از انقد وجوه گمرك مقررى دادند . نظام السلطنه حاكم شد با صولت الدوله ساخت . قوام و نصر الدوله را گرفت . نصر الدوله مقتول شد ، قوام متحصن قنسولگرى انگليس . بعد بيرون آمده جماعتى را يار خود كرده در سيد علاء الدين حسين