قهرمان ميرزا عين السلطنه

3549

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خوشگل ماشاء اللّه شده ، يعنى فوق‌العاده و از همه سر است . حضرت و الا هنوز تجريش است . جنگ ميان عثمانى ، ايطاليا براى طرابلس غرب برقرار و غلبه با ايطالياست . كشتى ليبرته كه كشتى جنگى فرانسه است در بندر تولون محترق با پانصد نفر عمله خود كشتى و ساير سفاين جوار آن غرق و نابود مىشود . گفتگوى آلمان و فرانسه در سر مارك هنوز تمام نشده . يك‌باران طهران آمد هوا عيب ندارد . چشم من درد مىكند و عذر مىخواهم زياده قربانت . [ پايان نامهء عماد السلطنه ] مكتوب ثانى حاجى افخم الدوله مورخ شب 25 شوال . بعد از تفصيل خودش و بچه‌ها و صورت مخارج مىنويسد : خواستم براى تحصيل بنيه كه در طهران ممكن نيست ارض اقدس بروم ممكن نشد . مىخواهم قزوين بيايم اما بيايم و شما را ملاقات نكنم خيلى شاق است . چون اسب و آدم همراه ندارم اين هم پس غيرممكن است . آن‌وقت مىنويسد : از سفارت آلمان به اسم سركار مكتوبى آوردند باز كردم منشىباشى آدم محرمى خواسته بود ، سيد مجتبى را فرستادم آمد گفت مىگويد آقاى قهرمان ميرزا عين السلطنه به صاحب‌منصب سفارت آلمان سفارش تفنگ داده بود چون تفنگ حاضر است و اين روزها از سرحد تفنگ وارد كردن سخت بود به اسم سفارت وارد كرده و حالا شخص محرمى را خواستيم كه محرمانه بگوئيم چهارصد و چهل و سه مارك قيمت آن است ( مارك سه هزار پول ايران ) . سيد گفته بود من از طرف برادرش آمدم بايد از خودش جويا شد . چون چاكر هيچ مسبوق نيستم لابد فردا خودم مىروم و اگر ممكن شد به توسط تقى خان اطلاع مىدهم . وضع ولايات از اخبارات آنچه مىنويسند و شهرت مىدهند سالار الدوله فرارى [ است ] معلوم نيست كجا رفته . اردوى دولتى در همدان است امير افخم و حسام الملك و احتشام الدوله دستگير . مسيو يفرم را طهران احضار كردند و مىآيد . سرداران بختيارى در همدان دنبال اشرار . اردوى قزاق به كاشان رفته انتظام الملك ( داماد نظام الملك ) دستگير ، نايب حسين فرار كرده .

--> - فوت كرد . ( مسعود سالور )