قهرمان ميرزا عين السلطنه

3544

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شوستر ، پدربزرگ اما طهران - پدربزرگ ملت مسيو شوستر امريكائى است . پدر كوچك يفرم خان . به قدرى اموال غارتى بختيارى آورد و واضح فروخت كه حساب نداشت . احدى نمىتواند به بختيارى از نظميه عدليه حرف بزند ، هركارى بكنند مختار و مجاز هستند . كمى نان نان كم است بسيار گران يك من تبريز دو هزار آن هم چند رنگ و چند جور . احزاب سياسى اسلحه و لباس گرفتند رئيس آنها مسيو شوستر بود . تمام باروى شهر را سنگر بست براى هردو نفر گودالى كند خودش توپها را آنجا برد و متصل مواظب بود ، مشق مىداد . شتر بيچاره يك شب صداى تفنگ بسيار بلند شد همه يقين كردند سالار الدوله وارد شد ، تا صبح خواب نكردند . بعد معلوم شد يك نفر شتر توى خندق آمده بود خيال كرده بودند قشون سالار الدوله است شليك كرده بيچاره شتر دو هزار گلوله خورده بود . ژاندارم - اصلاحات شوستر براى ماليه دوازده هزار ژاندارم توسط صاحب‌منصبان سوئدى مىگيرد . اما به ترتيب خيلى خوب . سن آنها بيست و پنج و تمام اعضاى آنها را بايد طبيب معاينه كند . هركس را هم روسى بداند جواب مىكنند . تا حال دويست و پنجاه نفر گرفته در باغ شاه منزل داده به يك ترتيب بسياربسيار خوبى . غذاى خوب ، لباس خوب ، ادب خوب ، ماهى چهار تومان پول جيب مىدهد . تخت‌خواب ، نيم‌كت ، روشوئى دارد . خودش همه‌روزه مىرود مشق مىدهد . به همه ادارات سركشى مىكند . همه‌جا تعليمات مىدهد . مواجبها را خيلى كم كرده مىگويد ايران درآمدش كم است اين مواجبها زياد است . بسيارى از ادارات را موقوف كرده مىگويد زيادى است . ماليهء ايران اين همه ادارات لازم ندارد . كار ده نفر است . مختصر به قدرى مردم او را دوست دارند و اطاعت دارند كه حساب ندارد . باقى صحبت از جزئيات و حال سراغ دوستان اقربا و بچه‌ها بود كه محتاج نوشتن نيست .