قهرمان ميرزا عين السلطنه

3534

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سالار الدوله اما حكايت سالار الدوله و سران سردارانش نظر على خان ، داود خان كلهر پسران والى پشت‌كوه و كرمانشاهانيها و كردستانيها [ و ] همدانيها چنانچه باز نوشتيم در آسيابك زرند پيش‌قراول آنها يا خود آنها شكست مىخورند و به سمت همدان فرارى مىشوند . تمام قوهء سردار جنگ ، سردار ظفر ، سردار بهادر ، سردار محتشم ( همه بختيارى هستند ) و مسيو يفرم آنها را تعاقب مىكنند . از قرار گفتهء ولى كه در قونسلخانه شنيده بود در اين روزها در همدان مشغول جنگ هستند . نتيجه نه از روزنامه نه از ولى به دست نيامد . تا خبر برسد فتح و ظفر با كدام يك شود . ( ولى مىگفت در مكتوب شيخ هم بود يفرم مقتول شده ) . تبريز در تبريز صمد خان شجاع الدوله مشغول جنگ است . شهرى و نظامى به سركردگى امان اللّه ميرزا ( لقب ضياء الدوله گرفته ) رئيس قشون و نايب الاياله با او جنگ مىكنند . از قرارى كه در روزنامه بود يكى دو شكست خورده و جمعى از كسانش كشته شده است . عين الدوله كه مدتى است فرمانفرمائى آذربايجان را گرفته تا حال نرفته و رفتن خودش را معلق به دو شرط كرده : يكى گرفتن سيصد هزار تومان پول ، ديگر اعزام دو هزار سوار . باز از قرارى كه در روزنامه بود فرمانفرما به وزارت داخله رفته و گفته است من با پنجاه هزار تومان پول و پانصد سوار مىروم . اگر صمد خان را گرفتم آنچه علاوه خرج شده است از او خواهم گرفت ، دولت حرفى نداشته باشد . نگرفتم از دهات من به قدر پنجاه هزار تومان دولت تصرف كند . رد يا قبول معلوم نبود . سردار مجلل مجلل السلطان كه حالا سردار مجلل خودش را لقب داده اردبيل را گرفته . گويا حمله به آستارا آورده باشد . كسى در مقابل او نيست و ميدان ميدان سلطان سنجر است . زنجان در خمسه و شهر زنجان جمعى مثل قاسم خان اصانلو و محمد خان رشوند محلهء سرچشمه [ را ] كه شمالى شهر است متصرف و با آصف الدوله حاكم ( ميرزا صالح خان ) كه مشروطه است غارت مىشود . مستبده است غارت مىشود و اهل شهر جدال دارند . از