قهرمان ميرزا عين السلطنه
3531
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كتيرا - ماليات چهارشنبه 17 شوال 18 درجه ميزان - مكارى و طلبكارهاى كرمانشاهانى آمدند دست از پا درازتر . عدل الممالك هم براى اصلاح بين جهانشاه خان و مسيح خان كاكاوند از طرف قنسولگرى رفته بود . در شهر هم به قدرى آقايان طلبكار داشتند كه الموتى مستهلك بود . من زود دو نفر فرستادم كتيرائى كه در سفيددر و خوبكوه داشتند آوردند ، يك خروار و بيست تبريزى كتيرا بود همه را توقيف كرده كاغذى به والده عدل الممالك نوشتم و دادم بردند تا ببينيم مطالبات من و شاهزاده و رعايا چه خواهد شد . بسيار مردمان بيمعنى هستند و بسيار صدمه وارد آوردند . دستهء رشوندى روز رفتن تمام آوه را غارت كرده رفتند . در شهر هم هفتصد هشتصد نفر بودند چندين خانه را يغما كرده و رفتهاند . اين كار ما بود ، اما بيكارى . به قدرى اخبار دروغ يا راست اين چند روز شنيده شده كه حدوحصر ندارد و من از نوشتن اينها تا ولى نيايد معذرت مىخواهم . عريضهء الجوع الجوع نايب الحكومه ديروز سليكان رفت . موسى بدذات هنگام جلوسش در بالاخانه ملا عيسى يك تير تفنگ انداخت . من اگر دماغ مىداشتم همان حكايت حكومت ( سانكوپنزا ) را در جزيرهء دروغى بيرون مىآوردم . افسوس دماغى باقى نيست . امروز صبح عريضهء الجوع الجوع ايشان زيارت شد . مقدارى برنج ، روغن و يك گوسفند برايش فرستادم . حالا دكترهاى جزيره عيسى و موسى بگذارند شكمى سير كند يا نه خدا عالم است . گم شدن قاطرها ملا يحيى ماده گاوش مفقود شده آمده بود من بفرستم پيدا كنم ، قاطرش را تا صبح گرسنه گذاشته بودند . امروز هم قاطر را آدمها از باغ بيرون كردند . قاطر رفته بود كنار رودخانه سه ساعت تمام ملا يحيى قلعه را طواف كرد ، دو هزار كفر و ناسزا گفت به قدرى عرق كرده بود راه رفته بود كه دل سنگ كباب مىشد . قريب چهار ساعت اسباب تفريح و خنده ما شده بود تا قاطر پيدا شد . امسال علوفه كم است بايد همين كارها را كرد و الّا مال خودمان گرسنه مىماند اگرچه بنائى ديگر كاهى باقى نگذاشته .