قهرمان ميرزا عين السلطنه
3520
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كه اينطور است ساير جاها را خبر ندارم . آخر كار گون چهارشنبه سيم شهر شوال - هنگام رفتن كرمانشاهانيها است . من يك مرافعه و دردسرى از صبح تا غروب دچارم كه حد و اندازه ندارد . از هركس رسيده يك چيزى خريدارى نمودهاند . رعايا هم محض اينكه گرانتر بدهند بدون سند ، بدون شاهد فروختهاند و حالا از اطراف و اكناف طلبكار مىآيد و من بايد چانه بزنم . حالا باز اين دو محل كه خودم اجاره دادهام و آدم گذاشتهام نه تعدى كردهاند نه آنقدر حسابشان مغشوش است . اما كوه رشوندى و سفيددر كه خودسر بودهاند آنچه امكان داشته تعدى كرده و از مردم نسيه آوردهاند . رشوندها با آه و زارى آمده از كردهها پشيمان ، توبه نمودند . لاعلاج ترحم كرده حيدر قلى خان را نزد وكيلباشى فرستادم معلوم شد از عداوت با سعيد نظام نصف بيشتر گون را هم آتش زدهاند كه به زور من خواهش من وكيلباشى داد جار كشيدند كه ديگر قدغن است . درست چند روز است من يك محكمهء عدليه شدهام كه نه معاون دارم نه منشى و تقريرنويس ، نه مواجب و مرسوم . با اين قوم كه گردو را با پوست اول و دوم مىخورند كالك و هندوانه را با تخم و پوست بعد از محقق شدن طلب هم همه را به من سند مىدهند كه شهر بدهند و من بايد پول بدهم رعيتها بروند . مرافعه اينها و دردسر اينها و ضرر اينها بيشاز چيزى است كه مىدهند . بارى جناب شيخ محمد على دو نمره روزنامه براى مهدى داده بود تلگرافات فتوحات يا فتح ملت بود عين آنها درج مىشود : فتوحات دولتى - كشته شدن سردار ارشد ( ارشد الدوله ) « متحد المال به عموم فرمانفرمايان و حكام ايالات ولايات . الساعه كه سه ساعت و نيم از شب دوازدهم رمضان مىگذرد اخبار فتوحات اردوى دولتى از ايوان كيف رسيده است كه عينا درج مىشود . الساعه قاصد مخصوص براى كسب اخبار به اردوى منصور فرستاده بودم رسيد . بعد از گرفتن مژدگانى اظهار داشت كه سه ساعت به غروب مانده اردوى منصور با اردوى اشرار حمله برده ارشد الدوله دستگير يكصد نفر از سوار تركمان مقتول ، قريب يكصد نفر يا دويست نفر سرباز متجاوز اسير شدند . تا حال كسى همچو فتح نديده است . اين فتح به فاصلهء يك ساعت شده است . ليكن از قرارى كه قاصد مىگفت عدهء مقتولين اشرار بيشاز اين