قهرمان ميرزا عين السلطنه

3509

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

را تقسيم كنند . گذشته از آن‌كه خلاف شرع مطهر است وقتى كه نباشد ملك فلان ارباب را بگيرند ناچار است برود پناهندهء روس و انگليس شود تا ملك او از دستش نرود . دمكراتها هم نقيب‌زادهء تبريزى را كه از طهران آمده بود براى مجاهدت و جنگ در گوشهء ديگر مسجد شاه منبر بردند . او تمام را تعريف دمكراتها را مىكرد و مىگفت اين اعتداليون همان مستبدها هستند ، ارتجاعى هستند . حالا به اسم اعتدالى دارند كار مىكنند ، چنين هستند چنانند . تا يك روز يك نفر ژاندارم پاكتى روى منبر به شيخ احمد داد كه نظميه نوشته بود شما از اصول دين صحبت داريد ، چه كار به دمكرات يا ديگرى داريد . او گفت نقيب‌زاده هم نگويد و هردو موقوف كردند و اين چند روز كه خبر حركت امير افخم به سمت قزوين آمد ديگر كسى مسجد جمع نمىشد كه گوش به وعظ يا غير آن بدهد . روزى هم مردم را خبر كردند در مسجد جمع شدند . سربازهاى رفرم و غيررفرم هم كه آن‌وقت بودند به مسجد آوردند كه اصغاى تلگراف حجج اسلام را بنمايند . جناب شيخ محمد على رفت بالاى منبر تلگراف را كه براى شما فرستادم خواند بعد تفسير كرد . در بين صحبت يك نفر از سربازها برخاست گفت « يالان‌چىى بو توفنگ » « 1 » . مردم خنده كردند . صاحب‌منصب برخاست توى سر سرباز زد . سربازها برخاستند مجلس برهم خورد . ملا على اكبر سيادهنى پيش آخوند ملا على اكبر سيادهنى اينها را بردند . او چون دو سمت را در دست دارد به چند نفر از طلاب مستبد خود داد كه آنها همان ساعت پاره كردند ، اما ملا على اكبر جلوخانى انداخت دور و گفت آخوند غلط كرده حكومت هم گه خورده فرستاده . مردم مىگويند اولا اينها حكم آخوند نيست ، امضاء و خط و مهر او را ندارد . يك تلگرافى است كه چاپ شده و به ما مىدهند . ثانيا اگر جهاد است خود آخوند چرا نمىآيد كه داخل اين ثواب عظيم شود . ثالثا آخوند آنجا نشسته و نمىبيند چه اشخاصى روى كارند . اگر اين جهاد براى غلبهء كفر است امروز هم ارمنيها مسلط بر ما شده همه كارها به دست آنهاست . چه فرق ما بين روس است و ارمنى . هردو كافرند و نبايد مسلط باشند . يك نفر از عوام را ديدم مىگفت گوش آدمى كه اين تلگراف را بشنود بايد آب كشيد . اين بود ماحصل آنچه شيخ گفت و اللّه اعلم .

--> ( 1 ) - تركى - بر دروغگو اين تفنگ .