قهرمان ميرزا عين السلطنه
3507
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حكومتى رشيد الملك را بيرون آورده به دست قنسول روس داد . ( اين مطلب را در روزنامهء « ايران نو » هم سابقا نوشته بود ) . حاجى صمد خان شجاع الدوله شهر تبريز را اول به واسطهء تلگراف عين الدوله كه فرمانفرماى آذربايجان شده بود به اسم نايب الايالگى ضبط ، بعد از تصرف قورخانه و توپخانه علم عصيان برپا كرده حالا مىگويد از طرف شاه حاكم هستم . سالار الدوله عراق ، كرمانشاهان ، كردستان ، همدان ، بروجرد ، لرستان تمام در تصرف حضرت و الا سالار الدوله است و از قرار تلفون كه در قونسلخانه ديدم يك عده از سوار سالار الدوله به سمت عراق حركت كرده دستهء ديگر به سمت قزوين و چندى بود در راه توقف داشتند تا جنگ بروجرد يا امير افخم و سردار جنگ بختيارى فيصله شود ( اين دو دولتى بودند و سابقا با شاه حاليه حاكم لرستان بودند . ) از قرار فتح با سالار الدوله شد و قريب پانصد نفر بختيارى مقتول خودشان فرارى و بعد از آن فتح به سمت قزوين و به سمت عراق سوارها حركت كردند به قزوين . امير افخم همدانى و عباس خان چنارى ، عزيز اللّه خان كرد قزوينى و پسر داود خان مىآيند و تا سلطان بلاغى رسيدهاند خسارت زياد به مهمانخانهها و مال و حشم تبعهء روس رسانيده بودند كه جناب موثق ديوان مأمور شده رفت غارت را پس گرفته صورت دهات پناهندگان را بدهد و نوشته بگيرد به آنها تعدى ننمايند . خود سالار الدوله همدان گفتند نيامده به سمت عراق و قم و طهران عازم شده است . خيال آنها اين است كه بعد از فتح قزوين از سه چهار سمت به طهران حمله بياورند . اميرنظام پسر رحيم خان با سوار زياد به امير افخم ملحق شده همينطور سيصد سوار از طرف اسعد الدوله زنجانى . جهانشاه خان سوار زيادى جمع كرده و با دو طرف مواسات مىكند تا غلبه با كدام يك شود به آن سمت رو آورد . اميرنظام هم با جمعيت خود در ده خود نشسته به هيچ طرف كمك نمىكند او هم مثل جهانشاه خان منتظر غلبه است . از طرف شاه به خراسان حاكم رفته و مىگويند همگى تسليم شدهاند . از شهر طهران پرسيدم . گفت از دو كاغذ آقاى عماد السلطنه و حاجى افخم الدوله خواهيد فهميد شلوغ است و روزنامهجات را توقيف كردهاند ، جز روزنامهء « مجلس » روزنامه چاپ نمىشود . هشت عدد روزنامه آقاى عماد السلطنه فرستاده بودند و مرقوم