قهرمان ميرزا عين السلطنه
3506
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
و الا كشيد حد و اندازه ندارد . در مقابل اين خدمت ثلث و ربع احسان نديده و باز دستبردار نيست . حالا برويم سر صحبتهاى او كه نمىتوان رد يا قبول كرد ، زيرا همه كس مىنويسد كه اخبار ممزوج به راست و دروغ است و خود شيخ هم تعهد و ضمانت گفته خود را نمىكند مگر آنها كه از قونسلگرى شنيده يحتمل نزديك به راست باشد . علت اين مسئله پرواضح است مشروطهخواهان به صرفه و صلاح خود مطالب را شهرت مىدهند . ارتجاعيون عكس آن را منتشر مىنمايند اين است كه ما بىطرفها اصل اخبار را نمىفهميم . كشته شدن سردار ارشد اوضاع مملكت خراباندرخراب است . شاه « 1 » گاهى استراباد ، گاهى سارى و بارفروش و حاليه مىگويند آستاراست . قشون او كه از تركمانهاى ايران و روس و مازندرانى و سوارهاى مختلف است در دو جا با اردوى ملتى جنگ مىكنند . در خوار و ورامين به سردارى سردار ارشد با مسيو يپرم خان و سردار بهادر بختيارى پسر سردار اسعد ( كه در قراجهداغ اين دو فتح كردند ) و از قرارى كه در قزوين روز 13 ماه شهرت كرد و يك تير توپ به « شاديانه » انداخته « نقارهخانه » زدند بعد از دو شكست فتح با يپرم خان شده و سردار ارشد گلوله خورده مقتول نعش او را طهران آورده در ميدان توپخانه دار كشيدند تا همه تماشا كنند . اردوى ديگر شاه كه سردارش را نمىدانم در فيروزكوه با معز السلطان سردار محيى مشغول جنگ است . از قرارى كه مىگويند داراب ميرزا و جمعى از صاحبمنصبان روس در ميان سپاه شاهى هستند . توپهاى خوب و تفنگهاى اعلى دارند . توپها را هم به دستورالعمل روسها از آلمان خريدهاند و روسها مىگويند در ميان راهآهن از خاك ما گذرانده و ملتفت نشدهايم ! اردبيل - رشيد الملك آذربايجان و اردبيل را محققا مجلل السلطان با سوار شاهسون تصاحب و به سمت زنجان حركت نموده كه حاكم خمسه تلگرافا فشنگ از قزوين و طهران خواسته بود . رشيد الملك هم آنچه توانست قورخانه از تبريز خواست كه با آنها جنگ كند و تدريجا تمام قورخانه را به تصرف شاهسون داد . خودش از روى خدعه فرار كرد رفت تبريز . او را گرفته حبس كردند . صد قزاق روس با يك نفر سرهنگ مأمور شده از ميان عمارت
--> ( 1 ) - مقصود محمد على شاه است . ( مسعود سالور )