قهرمان ميرزا عين السلطنه
3504
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اوضاع خانه دوشنبه هفدهم رمضان المبارك - ملا يوسف به اصرار شب 15 از من دعوت كرده بود . باد شديد كثيفى مىآمد . بالاروچ رسيدم . همه را غمگين ديدم و بناى قرقر را به جان من گذاشتند كه باد همه گردو و سيب ، سنجد را ريخته و اين چه موقع باد است ؟ در امامزاده روضهخوانى بود . پس از زيارت استماع ذكر مصيبت شد . بعد قدرى گردش كرديم . چندين جور بالاروچ سيب دارد ، همه مأكول و خوب . امسال باغ ملا حسن خيلى بار آورده بود . ساعت شش مراجعت كردم . از سختى راه همه را پياده آمدم . عرق كردم در منزل سرماى شديدى خوردم . دو سه روز است زكام هستم ، گلويم درد مىكند ، دماغم زخم شده استخوانهايم درد مىكند . زينب هم از قبل از رمضان رانش و صورتش زخمى بيرون آورده هرچه دوا مىزنند خوب نمىشود . طبيب هم كه نيست . اغلب زنهاى زوارك همينطور زخم درآوردند . زينب هم از حسنى گرفت و آخر الامر از دست حركات بىمعنى حسنى به تنگ آمده به جاى او شاه زنان دختر پرويز خان را آورديم و چقدر اين دختر زرنگ و باكاره و مظلوم است ، درست نقطهء مقابل حسنى . تربيت در انسان و حيوان شرط است . شاه زنان مادر خوبى دارد ، خواهرهاى خوبى دارد و بسيار خوب تربيت شده ، حيدر قلى خان روزى از دست گل چيدن دخترها شكايت مىكرد و اسم شاه زنان را شاه زينب مىگفت همينطور اين اسم به او مانده حالا شاه زينب مىگوئيم . لغتهاى تاتى بعضى از لغتهاى زبان تاتى را بنويسم كه فراموش نشود : ورگ - گرگ . لواس - روباه . جت - مرغ حق . شوجوق - جغد . كرك - مرغ . تلا - خروس . چوچك - گنجشك . قلاج - كشكرك - زاغچه . زرج - كبك . ملى - سگ ماچه . ورزو - گاو نر . تلم - گوساله . كولى - بزغاله . چموش - كفش . جورفت - جوراب . زالك - ترشى . لنگ - پا . بال - دست . ديم - صورت . ديم كل - لپ . اشكوم - شكم . بال اسكو - آرنج . دار - درخت . اقوز - گردو . مرجو . ماش . گورس - ارزن . اناراقوز - فسنجان . امرود - گلابى . شوش - تركه . شيلانك - زردآلو . چكن - چانه . ويار - پيدا . لبه - توجه . اداى - دائى . هىهى - اين . حرف شيخ محمد على از شهر خبرى نمىرسد و بسيار شيخ ما غفلت كرده . ملا يوسف مىگفت شيخ