قهرمان ميرزا عين السلطنه
3217
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
از فرس قديم و گيلكى و عراقى . چند لغت مىنويسم عيب ندارد . خجير - خوب ، زرج - كبك ، كرك - مرغ ، طلا - خروس ، جيرا - پائين ، جورا - بالا ، ترسيك - تگرگ ، كلان - بزرگ ، گپ - حرف ، گپ نزن - حرف نزن ، هنگفت - زياد ، بلى - مرغآبى ، كولى - بزغاله ، نهال - درخت ، آقوز - گردو ، بژ - برنج ، شوش - شاخه ، رز - مو . در حرف زدن به زبان خودشان هم به كلى برعكس ما تكلم مىكنند . مثلا مىخواهند بپرسند پسركى هستى مىگويند « كى يه پسرى » . او مىخواهد بگويد پسر رمضان مىگويد « رمضان پسر » ، « خودشان خانه » . زنپدر را مىگويند « پدرزن » همين طورها زبانى دارند . بيمارى صبح پنجم ماه ذيقعدة الحرام است ، 16 عقرب - از روز غره باز نوبه كردم . اين مرتبه لرز بسيار شديدى بود . فرستادم جبرا ملا شكر الله قاضى را آوردند . خيلى غريب است مىگويد من از طبابت توبه كردهام . محرمانه نبض مرا مىگرفت . مهملاتى گفت . با اين علمش ناز هم مىكند . دو شب حب « كاسى كارين » خوردم . روزها هم گل بنفشه ، بهدانه ، عناب ، چند دست تنقيه . امروز گنهگنه زياد خوردم و دومرتبه امالهء فلوس . فعلا خودم را با حالت خيلى خراب گيجوويج مشغول نوشتن اين مختصر مىكنم . شايد امروز از نوبه گريزى حاصل شود . خراب شود اين الموت . چه جائى است كه حضرت و الا آنقدر ميل دارد كه من محرمانه هم مىترسم بنويسم خراب شود . رفعت السلطان مأمور عدليه از شهر براى مطالبات خودش فرستاده حكمى هم دارد كه كربلائى مهدى عطار از ميرزا حسين تازهداماد هشت تومان به موجب سند ادعاى طلب كرده نمرهء حكم 5119 است . تاريخ حكم 23 رمضان كه سيم ذيقعده زيارت مىشود . در صورتى كه نهم شوال ميرزا حسين در شهر شش تومان قطع كرده و سند به تمبر عدليه داده است و موعد آن هم نرسيده . مزه اينجاست براى هشت تومان مدعا به روزى هفت هزار و دهشاهى پنج روز سه تومان و هشت هزار و ده شاهى خدمتانه نوشتهاند ، معروض ميرزا حسين به غلامحسين خان مأمور بدهد . حتى قبض پا به مهر محكمه دادهاند . مكتوبى از آقاى عماد السلطنه و دستخطى از حضرت و الا رفعت السلطان فرستاده بود . دستخط حضرت و الا 26 رمضان تاريخ دارد و دستخط آقاى عماد السلطنه 12 شوال . آخر رفعت السلطان هم از اجزاء عدليه است . همانقدر كه آنها احكام را نگاه