قهرمان ميرزا عين السلطنه
3453
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شهر هم سه دفعه زندهباد محمد على شاه گفته در مجلس هم اظهار داشته چطور به غيرت شماها مىگنجد كه زن محمد على شاه در فرنگ ميان كفار سربرهنه باشد و باز اظهار كرده من خونخواه شيخ شهيد هستم . صد هزار تومان به يكصد و هشتاد نفر از تجار و اعيان سبزوار حواله كرده و مشغول گرفتن است . مزه اينجا دارد كه در ختم كاغذ مىنويسد از يك طرف دولت تلگراف مىكند كه اين شخص مأمور دولت است ، حتى تلگرافات او را مجانى مخابره كنيد . از طرف ديگر با نهايت بىشرمى دارد ياغيگرى مىكند و مردم بيچاره را مىچاپد . خدا رحم كند . شنيده بوديم كوسه ريشپهن ، مصداقش امروز معلوم شد . مأمور دولت ياغى دولت « خدايا زين معما پرده بردار » . وضع اصفهان شرحى هم از اصفهان مىدهد كه هيچ اداره نيست تمام برچيده شده . مستبدين از گوشه و كنار بيرون آمدهاند كرّ و فرى دارند . مشروطهخواهان مخفى هستند . حاكم صد رحمت به ايام استبداد ، هزار رحمت به اقبال الدوله . فراشباشى ، منشىباشى ، چوب فلك ، جريمه ، تعارف ، تقديمى همه در كار است . نمىدانم حاكم كيست . اسم نمىبرد . شهرهاى ديگر در مقابل اين تفصيلات از امنيت شيراز و سركوبى الوار لرستان و خرابى سنگرهاى شهر كرمانشاهان و امنيت تبريز هم مقالاتى و تلگرافاتى درج نموده است كه انشاء اللّه راست است و خدا كند راست باشد . رحيم خان در شهر تبريز حبس نظر بود . گويا مكتوباتى از او به دست آمده و پسرهايش باز خيال شرارتى دارند ، يا آمدن سالار الدوله باعث شده كه زنجيرش مىكنند و فعلا محبوس است . ديگر تازهاى نداشت مگر زلزلهء شديدى كه در مملكت مكزيك شده و كوه آتشفشان مشغول گرديده . مجلس شورى مذاكرات مجلس شوراى ملى هم با اين هرجومرج و آشوب ولايات و بحرانهاى پىدرپى كابينه منحصر است به قانون عتيقات و جنگلها و افطاريهء حاجى شيخ الرئيس و مستمرى حاجى اسميعيل مجاهد و تعرفهء تلگرافى و كمپانى خالصه كمى گوشت و نان و السلام نامه تمام . يكشنبه پنجم رجب دهم سرطان - ديشب ابو القاسم آمد . ما به واسطهء اينكه غنى از